گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ما نعره به شب زنیم و خاموش

تا درنرود درون هر گوش

تا بو نبرد دماغ هر خام

بر دیگ وفا نهیم سرپوش

بخلی نبود ولی نشاید

این شهره گلاب و خانه موش

شب آمد و جوش خلق بنشست

برخیز کز آن ماست سرجوش

امشب ز تو قدر یافت و عزت

بر دوش ز کبر می‌زند دوش

یک چند سماع گوش کردیم

بردار سماع جان بی‌هوش

ای تن دهنت پر از شکر شد

پیشت گله نیست هیچ مخروش

ای چنبر دف رسن گسستی

با چرخه و دلو و چاه کم کوش

چون گشت شکار شیر جانی

بیزار شد از شکار خرگوش

خرگوش که صورتند بی‌جان

گرمابه پر از نگار منقوش

با نفس حدیث روح کم گوی

وز ناقه مرده شیر کم دوش

از شر بگریز یار شب باش

کاندر سر شب نهند شب پوش

تا صبح وصال دررسیدن

درکش شب تیره را در آغوش

از یاد لقای یار بی‌خواب

از خواب شدستمان فراموش

شب چتر سیاه دان و با وی

نعره دهلست و بانک چاووش

این فتنه به هر دمی فزونست

امشب بترست عشق از دوش

شب چیست نقاب روی مقصود

کای رحمت و آفرین بر آن روش

هین طبلک شب روان فروکوب

زیرا که سوار شد سیاووش

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

همایون در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۴۱ نوشته:

غزل سیاووش
باز هم توصیفی زیبا از شب و بیانی دیگر از شب روان
که سیاووش زیبا و پاک و دلیر و دانا سرور آنان است سوار بر اسب سیاه شب
راز آمیزی با تاریکی‌ سر و کار دارد زیرا به وصال روز می‌رود
روزی که خود می‌‌سازد نه روز خرگوشان و موشان
از این رو است که هر شب با دیشب رقابت دارد و از آن‌ پیشی‌ میگیرد
چون روزی نو را در شکم خود دارد و باده‌ای نو را در جوش انداخته است
که شب نوردان سر جوش آنرا به چنگ می‌‌آورند زیرا خود سازنده‌ٔ آنند و در راه صبح بیدار و
در آغوش شب صدای چاووش روز نو را می‌‌شنوند
و خروش و هنجار دف شادی آنان که آگاهی‌ را از دل‌ تاریکی‌ شب عشق و دل‌ و یگانگی و دلداری و وفا بیرون می‌‌آورند
بسیار زنده تر و فرا تر از انانی است که با کوشش فراوان اند‌کی دانش را از چاه تاریک روز بیرون میکشند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.