گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

سوی خانه خویش آمد عشق آن عاشق نواز

عشق دارد در تصور صورتی صورت گداز

خانه خویش آمدی خوش اندرآ شاد آمدی

از در دل اندرآ تا پیشگاه جان بتاز

ذره ذره از وجودم عاشق خورشید توست

هین که با خورشید دارد ذره‌ها کار دراز

پیش روزن ذره‌ها بین خوش معلق می‌زنند

هر که را خورشید شد قبله چنین باشد نماز

در سماع آفتاب این ذره‌ها چون صوفیان

کس نداند بر چه قولی بر چه ضربی بر چه ساز

اندرون هر دلی خود نغمه و ضربی دگر

پای کوبان آشکار و مطربان پنهان چو راز

برتر از جمله سماع ما بود در اندرون

جزوهای ما در او رقصان به صد گون عز و ناز

شمس تبریزی تویی سلطان سلطانان جان

چون تو محمودی نیامد همچو من دیگر ایاز

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بهروز در ‫۱ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۲۲ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۹ نوشته:

درود
جسارتا آیا از بیت آخر میتوان استنباط همجنسگرایی کرد؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهدی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۷ نوشته:

خانه خویش آمدی خوش اندرآ شاد آمدی... بعد از خانه باید ی بگیره برای حفظ وزن شعر؟ یعنی می‌شه خانه‌ی خویش آمدی؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
زیبا روز در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۵ نوشته:

در پاسخ به سوال جناب بهروز باید گفت در عرفان اسلامی عشق محمود به ایاز نمونه ای از عشق افلاطونی ست بدون شائبه جنسی .
البته شاید در واقعیت تاریخی اش چنین نبوده باشد
مولانا هر وقت از محمود و ایاز سخن می گوید تمثیلی ست از عشق او به شمس

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
۸ در ‫۱ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۷ نوشته:

آخرین بیت تکلیف فاعل و مفعول را روشن کرده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.