گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا

هین زهره را کالیوه کن زان نغمه‌های جان فزا

دعوی خوبی کن بیا تا صد عدو و آشنا

با چهره‌ای چون زعفران با چشم تر آید گوا

غم جمله را نالان کند تا مرد و زن افغان کند

که داد ده ما را ز غم کو گشت در ظلم اژدها

غم را بدرانی شکم با دورباش زیر و بم

تا غلغل افتد در عدم از عدل تو ای خوش صدا

ساقی تو ما را یاد کن صد خیک را پرباد کن

ارواح را فرهاد کن در عشق آن شیرین لقا

چون تو سرافیل دلی زنده کن آب و گلی

دردم ز راه مقبلی در گوش ما نفخه خدا

ما همچو خرمن ریخته گندم به کاه آمیخته

هین از نسیم باد جان که را ز گندم کن جدا

تا غم به سوی غم رود خرم سوی خرم رود

تا گل به سوی گل رود تا دل برآید بر سما

این دانه‌های نازنین محبوس مانده در زمین

در گوش یک باران خوش موقوف یک باد صبا

تا کار جان چون زر شود با دلبران هم‌بر شود

پا بود اکنون سر شود که بود اکنون کهربا

خاموش کن آخر دمی دستور بودی گفتمی

سری که نفکندست کس در گوش اخوان صفا

 
حاشیه‌ها

تا به حال ۱۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حنا در ‫۷ سال و ۱ ماه قبل، چهار شنبه ۹ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۳ نوشته:

تعداد ابیات واقعا کمه یا خودتون کمش کردین؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
میلاد در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۲۳ نوشته:

کالیوه به معنای سرگشته و دیوانه است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
میلادی رومی در ‫۵ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۲۴ نوشته:

کالیو امروزه به کودکانی میگویند که بهره هوشی آن ها از 70 -90 است و عمر آنها بیشتر 6 تا 7 سال نمیشود و دوست عزیزمان میلاد به معنای سرگشته و دیوانه است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
همایون در ‫۳ سال و ۱۰ ماه قبل، سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۴۲ نوشته:

در زمین و طبیعت همه چیز در هم آمیخته است غم و شادی ، بهار و خزان، کاه و گندم
کار انسان جدا کردن نیک و بد و صفا دادن است. جلال دین بسیار از اخوان صفا تعریف می‌‌کند و آنها را می‌‌پسندد
آنها طرفدار طبیعت و عقل و آبادانی و تلاش بودند و بسیار از مخفی‌ کاری بهره می‌‌بردند و کار‌ها را بسیار دوستانه و جمعی‌ پیش می‌‌بردند
نسبت به زمان خود (قرن چهارم و پنجم هجری) بسیار پیش رو و مترقی
در گوش یک باران یعنی‌ منتظر باران، یا همان راز و معرفتی که جلال دین به آن آگاه است

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مهراب در ‫۲ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۰ نوشته:

طوطی عیسی نفس همان گل نرگس مهدی صاحی زمان( عج) هست که با دم مسیحایی خود مردگان را جان می بخشد و جانِ جان است و مادرش زهرا( س) جانِ جانِ جان هستند و خداوند لطیف در شعر مولوی میشود جانِ جانِ جانِ جان.یعنی کسی که جان بخشیده زهرا را و بواسطه زهرا جان بخشیده مهدی را و بواسطه ایشان جان بخشیده ما را. اشاره به حدیث لولاک لما خلقت الافلاک.
درمتن شعر مولانا اسراری را از وجود آقا رمز گونه بیان میکند و در آخر سخن را کوتاه کرده و به خودش دستور میدهد که خاموش باش
خاموش کن آخر دمی دستور بودی گفتمی
سری که نفکندست کس در گوش اخوان صفا
اسرار آفرینش را نباید بگویی.چرا که این اسرار برای اهل صفا و معرفت و مومنان واقعی و محبین چهارده نور اهل بیت فاش میشود و کسی این اسرار را برایشان بازگو نکرده بلکه بواسطه صاف بودن( صفا) آینه ی دل ،اسرار در آینه ی قلبشان نمایان شده و به قولی چشم دلشان بینا شده.
کسی که چشم ظاهر بین دارد و تلاش نمیکند که از ظاهر به باطن برسد اسرار را نباید برایش فاش کرد تا خودش به جست و جو برود.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دانیال در ‫۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۳ نوشته:

درود بر اهل ادب. لطفا معنی و مفهوم بیت سوم را با افاضات فضلتان بشکافید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
nabavar در ‫۹ ماه قبل، پنج شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۳۹ نوشته:

گرامی دانیال
غم جمله را نالان کند تا مرد و زن افغان کند
که داد ده ما را ز غم کو گشت در ظلم اژدها
مرد و زن گله مند و نالان از ظلمِ غم، آرزومند رهایی از
این ظلم که بس بزرگ است و چون اژدهایی خود نمایی می کند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دانیال در ‫۹ ماه قبل، جمعه ۱۲ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۲ نوشته:

جناب ناباور ارجمند! سپاس از بذل فیضتان. من باید اذعان کنم که هنوز مصرع دوم این بیت برایم شکافته نشده؛ به ویژه پیوند میان "داد" و "ده".

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
nabavar در ‫۹ ماه قبل، جمعه ۱۲ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۷ نوشته:

گرامی دانیال
آرزومند رهایی از این ظلم، به مانای داد ده است
شاید باید روشنتر می نوشتم که داد ده یعنی به دادم برس داد دادن همان به داد رسیدن است، داد خواهی می کند از ظلم غم، که جمله مردو زن را به فغان آورده
پایدارباشید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
دانیال در ‫۹ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۳۳ نوشته:

جناب ناباور! با همین چند واژه، سپاسم را بجای می آورم. عزت و احترامتان زیاد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
nabavar در ‫۹ ماه قبل، شنبه ۱۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۵۶ نوشته:

گرامی دانیال
قابلی نداشت.
شاد زی بر دوام.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
امیررضا عطایی در ‫۲۷ روز قبل، پنج شنبه ۸ مهر ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۱۴ نوشته:

دعوی خوبی....

....با چشم تر آید گوا. به نظرم با این آیه در ارتباط میاد 

آیه ۸۳سوره مایده :....تری اعینهم...شاهدین.

 

 

 

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.