گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفر

پسته لعل برگشا تا نشود گران شکر

ساقی روح چون تویی کشتی نوح چون تویی

تا که تهیست ساغرم خون چه پرست این جگر

طعنه زند مرا ز کین رو صنمی دگر گزین

در دو جهان یکی بگو کو صنمی کجا دگر

آن قلمی که نقش کرد چونک بدید نقش تو

گفت که‌های گم شدم این ملکست یا بشر

جان و جهان چرا چنین عیب و ملامتم کنی

در دل من درآ ببین هر نفسی یکی حشر

عشق بگوید الصلا مایده دو صد بلا

خشک لبی و چشم تر مایده بین ز خشک و تر

چونک چشیدی این دو را جلوه شود بتی تو را

شهره یکی ستاره‌ای بنده او دو صد قمر

فاش بگو که شمس دین خاصبک و شه یقین

در تبریز همچو دین اوست نهان و مشتهر

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

داود در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۶ نوشته:

عشق مولانا به شمس فراتر از روابط انسانی است که ما میشناسیم. انسانها در نهایت علاقه هم اعتماد دیوانه واری به هم ندارند. مولانا چنان خود را غرق در شمس میبیند که در تمجید و تکریم او چنان پیش میرود که گاه خواننده گمان میبرد شاید مولانا در حال وصف معبود خوبش است . مشاهده کمالات ذات حضرت حق در وجود شمس (در مقام خلیفه الهی انسان) چنان عمیق بوده که باعث شده برخی پیروان او نسبت کفر به شمس داده و او را برانند. شاید وجود حضرت شمس از بارزترین مصادیق اختلاف پیروان مولانا در قونیه و مولانا شناسان عارف مسلک در ایران باشد.

 

نادر.. در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، دو شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۰۷ نوشته:

طعنه زند مرا ز کین رو صنمی دگر گزین!
در دو جهان یکی بگو کو صنمی؟ کجا دگر ..

 

بیگانه در ‫۳ سال و ۷ ماه قبل، چهار شنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۵۴ نوشته:

طعنه زند مرا ز کین رو صنمی دگر گزین
در دو جهان یکی بگو کو صنمی، کجا دگر...

 

برگ بی برگی در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۴ نوشته:

طعنه زند مرا بکین ،رو صنمی دگر گزین
در دو جهان یکی بگو ، کو صنمی ؟ کجا دگر ؟
اشاره به وحدت وجودی انسان و کل هستی و زندگی که از باور های مولانا و سایر عرفا میباشد .

 

برگ بی برگی در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۷ نوشته:

آن قلمی که نقش کرد چونک بدید نقش تو
گفت که های گم شدم این ملک است یا بشر
جان و جهان چرا چنین عیب و ملامتم کنی
در دل من درا ببین هر نفسی یکی حشر
آن اول نقاش عالم هستی پس از خلقت انسان که فرمود تبارک الله احسن الخالقین و این فرشته است یا بشر بلکه از فرشتگان بلند مرتبه تر .
فرشتگان زبان به ملامت گشودند که آیا ما را برای پرسش لایق ندانستی پس علت خلق بشر چه بود و حضرت باریتعالی میفرماید من رازی را میدانم که شما نمی دانید و آن زنده شدن این انسان به من میباشد در هر نفس که به معنی هر آن و لحظه میباشد .پس مولانا حشر و قیامت انسان راهر آن و هر لحظه میداند که میتواند به حضور او زنده شده از من ذهنی و توهمی خود جدا و با اصل خدایی خود یکی شود .
در پناه حق باشید

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.