گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

علم را دو پر گمان را یک پرست

ناقص آمد ظن به پرواز ابترست

مرغ یک‌پر زود افتد سرنگون

باز بر پرد دو گامی یا فزون

افت خیزان می‌رود مرغ گمان

با یکی پر بر امید آشیان

چون ز ظن وا رست علمش رو نمود

شد دو پر آن مرغ یک‌پر پر گشود

بعد از آن یمشی سویا مستقیم

نه علی وجهه مکبا او سقیم

با دو پر بر می‌پرد چون جبرئیل

بی گمان و بی مگر بی قال و قیل

گر همه عالم بگویندش توی

بر ره یزدان و دین مستوی

او نگردد گرم‌تر از گفتشان

جان طاق او نگردد جفتشان

ور همه گویند او را گم‌رهی

کوه پنداری و تو برگ کهی

او نیفتد در گمان از طعنشان

او نگردد دردمند از ظعنشان

بلک گر دریا و کوه آید بگفت

گویدش با گم‌رهی گشتی تو جفت

هیچ یک ذره نیفتد در خیال

یا به طعن طاعنان رنجورحال

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمدامین در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۴۴ نوشته:

سلام و درود
أَ فَمَن یَمْشِی مُکِبًّا عَلَیٰ وَجْهِهِ أَهْدَیٰ أَ مَّن یَمْشِی سَوِیًّا عَلَیٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ﴿ملک/22﴾
بسیار زیبا تعبیر نموده است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
محمد سالمی در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، یک شنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۵ نوشته:

سلام. به نظر حقیر در بیت چهارم باید:
"وارست" به جای "وا رست" و نیز "پرگشود" به جای "پر گشود" قرار داده شود

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.