گنجور

 
نصرالله منشی

بخش ۱ - باب شیر و شغال: رای گفت: «شنودم مثل دشمن آزرده که دل بر استمالت ...

بخش ۲: آورده‌اند که در زمین هند شگالی بود روی از دنیا ...

بخش ۳: و در آن حالی (؟حوالی) مرغزاری بود که ماه ...

بخش ۴: شیر گفت: «در این مدافعت چه فایده؟ که البته ترا ...

بخش ۵: شیر فرمود که: «قصد نزدیکان ما این محل ندارد چون ...

بخش ۶: دیگری گفت: «همچنین است، وقوف بر اسرار و اطلاع بر ...

بخش ۷: از این نمط در حال خشم شیر می‌گفتند تا کراهیتی بدل ...

بخش ۸: و خبر آن بمادر شیر رسید، دانست که تعجیل کرده ست ...

بخش ۹: شیر سخن مادر نیکو استمالت کرد و آن را بر خرد خویش ...

بخش ۱۰: مادر شیر چون بدانست که صدق شگال از غبار شبهت ...

بخش ۱۱: و چون شیر موقع اهتمام مادر و شفقت او در تلافی این ...

بخش ۱۲: شگال جواب داد که:

بخش ۱۳: شیر گفت: سخن تو نیکو و آراسته است، لکن بقوت و ...

بخش ۱۴: شیر پرسید که: کدام موضع است که ازان مدخل توان؟ ...