شیر گفت: سخن تو نیکو و آراسته است، لکن بقوت و درشت. جواب داد که:دل ملک در امضای باطل قوی تر، و درشت تر از سخن منست در تقریر حق، و چون تزویر و بهتان سبک استماع افتاد واجب کند که شنودن صدق و صواب گران نیاید، و زینهار تا این حدیث را بر دلیری و بی حرمتی فرموده نیاید، که دو مصلحت ظاهر را متضمن است: یکی آنکه مظلومان را بقصاص، خرسندی حاصل آید و ضمایر ایشان از غل و استزادت پاک شود، و چنان نیکوتر که آنچه در دل من است ظاهر کنم تا حضور و غیبت من ملک را یکسان گردد، و چیزی باقی نماند که سبب عداوت و موجب غصه تواند بود؛ و دیگر آنکه خواستم که حاکم این حادثه عقل رهنمای و عدل جهان آرای ملک باشد؛ و امضای حکم پس از شنودن سخن متظلم نیکوتر آید.
شیر گفت: همچنین است، لاجرم تثبت در کار تو بجای آوردیم و در استخلاص تو از این غرقاب عنایت فرمود. جواب گفت: اگر مخرج به رای و رافت ملک اتفاق افتاد تعجیل بکشتن هم بفرمان او بود. شیر فرمود که: تو ندانی که طلب مخلص از ورطه هلاک اگر چه قصدی رفته باشد شایع تر احسانی و فاضل تر امتنانی است؟ شگال گفت: همچنین است، و من بعمرهای دراز شکر کرامات و عواطف نتوانم گزارد، و این عفو و رحمت پس از وعده انکار و عقوبت بر همه نعمتها راجح است.
و پیش ازین ملک را مخلص و مطیع و یک دل و ناصح بودم و جان و بینایی فدای رضای او میداشتم.
چون دست بکردم آنچه فرمودی تو
چون دیده بدیدم آنچه بنمودی تو
و آنچه میگویم نه از برای آن میگویم تا بر رای ملک در حادثه خویش خطایی ثابت کنم یا عیبی و وصمتی بجانب او منسوب گردانم، اما حسد جاهلان در حق ارباب هنر و کفایت رسمی مالوف و عادتی مستمر است و بسته گردانیدن آن طریق متعذر،
لکن از اینها چه فایده؟ بیچارگان یاران گیرند و مذلتها کشند و مکرها اندیشند و مخدوم را مداهننت کنند و در تخریب ولایت و ناحیت کوشند و بعشوه جهانی را مستظهر گردانند و همه جوانب را بوعدهای دروغ بدست آرند و حاصل جز حسرت و ندامت نباشد. چه همیشه حق منصور بوده است و باطل مقهور، و ایزد تعالی خاتمت محمود و عاقبت مرضی و اصحاب صلاح و دیانت و ارباب سداد و امانت را ارزانی داشته است و یابی الله الا ان یتم نوره و لوکره الکافرون.
و با این همه میترسم که عیاذابالله خصمان میان من و ملک مجال مداخلت دیگر یاوند و الا بودیم ترا بنده همینیم ترا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شیر به شغال گفت که سخنان تو زیبا و با جاذبه است، اما قدرت و شجاعت دل پادشاه در تایید حقیقت بیشتر از کلمات توست. او به درستی اشاره میکند که باید به حفظ حقوق مظلومان توجه شود تا آنها از رنج و زخمهای درونی پاک شوند و این امر همگان را به آرامش میرساند. شغل با شکرگزاری از رحمت و عفو پادشاه، به وفاداری خود اشاره میکند و میگوید که او همیشه برای رضایت پادشاه ایثار میکند.
شغال همچنین از حسد جاهلان صحبت کرده و میگوید که این حسد باعث ایجاد مشکلات و مکر برای افراد با استعداد میشود. او نگرانی خود را از اینکه دشمنان ممکن است میان او و پادشاه اختلاف ایجاد کنند، ابراز میکند و با این حال تأکید میکند که همواره حق پیروز خواهد بود و خداوند به نیکی و دیانت پاداش میدهد.
هوش مصنوعی: شیر گفت: سخن تو زیبا و مرتب است، اما دارای نیرویی و شدت خاص میباشد. شخصی پاسخ داد که: دل پادشاه در تأیید باطل قویتر و با شدت بیشتری از سخن من در بیان حق است. و زمانی که تزویر و تهمت به آسانی شنیده میشود، ضروری است که شنیدن حقیقت و درستی برای کسی سنگین نباشد. باید مراقب بود که این موضوع به دلیری و بیاحترامی تعبیر نشود، زیرا دو فایده مهم را در بر دارد: اول اینکه مظلومان از حق خود برخوردار میشوند و روحشان از زحمت و رنج پاک میشود، و بهتر آن است که آنچه در دل دارم را ابراز کنم تا حضور و غیاب من برای پادشاه یکسان باشد و چیزی باقی نماند که باعث کینه و غم شود؛ دوم اینکه قصد داشتم که حاکم این ماجرا فردی عاقل و عادل باشد و تصویب حکم پس از شنیدن سخن شکایت کننده پسندیدهتر است.
هوش مصنوعی: شیر گفت: درست است، به همین دلیل ما برای نجات تو از این وضعیت دشوار تلاش کردیم و به تو کمک کردیم. شگال پاسخ داد: اگر در راستای نجات من، لطف و محبت پادشاه هم دخالت کرده باشد، زودتر از آنچه که فکر میکردیم به نتیجه رسیدهایم. شیر گفت: آیا نمیدانی که درخواست نجات از ورطه هلاکت، حتی اگر نیت خوبی داشته باشی، از نظر نیکی و بخشش بر همه چیز برتری دارد؟ شگال replied: بله، همینطور است، و من برای قدردانی از لطفها و مهربانیها نمیتوانم عمرم را کافی بدانم و این بخشش و رحمت که بعد از وعدهی عذاب و تنبیه به من رسیده، بر سایر نعمتها ارجحیت دارد.
هوش مصنوعی: قبل از این، من به پادشاه دلسوزی و وفاداری نشان میدادم و با تمام وجود و نیت پاک در خدمت او بودم و جان و بیناییام را فدای رضایت او میکردم.
هوش مصنوعی: وقتی که به خواستهات عمل کردم، آنچه را که به من نشان دادی، با چشمان خود دیدم.
هوش مصنوعی: من چیزی که میگویم، نمیگویم تا بخواهم در مورد نظر دیگران نسبت به یک رویداد خاص قضاوتی کنم یا عیبی به کسی نسبت دهم. بلکه حسادت نادانان به انسانهای هنرمند و توانمند، یک رفتار عادی و همیشگی است که مقابله با آن کار سختی است.
هوش مصنوعی: اما از این مسائل چه سودی حاصل میشود؟ بیچارگان دوستانی مییابند و در ذلتها زندگی میکنند و نقشههایی در سر دارند و به خدمتگزاران خود تملق میگویند و در تخریب ولایت و مناطق خود تلاش میکنند و با فریب، جهانیان را به خود وابسته میکنند و با وعدههای دروغین همه چیز را به دست میآورند، اما نتیجهای جز حسرت و پشیمانی نخواهند داشت. زیرا همواره حق پیروز بوده و باطل شکستخورده است و خداوند متعال، پایان نیکو و نتیجه پسندیده را به اهل صلاح و دیانت و امانت عطا کرده است. و آیا جز این است که خداوند میخواهد نورش را کامل کند، هرچند کافران نخواهند؟
هوش مصنوعی: هرچند از تو خواهش میکنم که در امور من هیچ کس دخالت نکند، اما از این میترسم که دشمنان میان من و تو، ای ملک، راهی برای مداخله پیدا کنند؛ و اگر نه، من فقط بنده تو هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.