ز ارباب دنیا که دارد جهان
به ذات جهاندارشان افتخار
اجل را پی غارت نقد جان
چو با میرزا احمد افتاد کار
در آن ماتم از دست غم چاک شد
لباس سکون بر تن روزگار
چو از نامجویان نزد خیری
به آیین او نبوت اشتهار
برای زمان سفر کردنش
ازین دار فانی بدارالقرار
شود تا دو تاریخ یکسان عدد
در آحاد اخوات آن آشکار
بگو آه از آن خیر نامجو
بگو وای از آن تاجر تابدار



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ فانی بودن زندگی و سرنوشت انسانها است. شاعر به وضعیت غمانگیز و ماتمآلودی اشاره میکند که بر اثر مرگ یا از دست رفتن عزیزان به وجود میآید. شخصیتهایی همچون میرزا احمد و خیر نامجو در این شعر مطرح میشوند و شاعر از غم فقدان آنان سخن میگوید. در نهایت، ابراز حسرت و تأسف دربارهٔ سرنوشت حاکم بر زندگی و داراییها نیز در این شعر به وضوح دیده میشود.
هوش مصنوعی: از کسانی که در دنیا سلطنت و پادشاهی دارند، به خاطر قدرت و عظمت خدای جهان، به خود میبالند و افتخار میکنند.
هوش مصنوعی: مرگ مانند دزد و غارتگری به جان آدمی میافتد و این سرنوشت به میرزا احمد، که ظاهراً شخصیتی مهم است، مربوط میشود.
هوش مصنوعی: در زمان آن ماتم و اندوه، غم شدید مانند پارگی لباس، آرامش را از روزگار گرفته و آن را در هم ریخته است.
هوش مصنوعی: وقتی از جویندگان نام و مقام، نزد شخص خیری میروند که به آیین او مانند نبوت شناخته میشود.
هوش مصنوعی: محتشم کاشانی در این بیت به سفر کردن از این دنیا (دار فانی) به دنیای دیگر (دارالقرار) اشاره میکند و بیان میکند که او در پی زمان و فرصتی است تا این سفر را آغاز کند.
هوش مصنوعی: زمانی خواهد آمد که دو تاریخ، یعنی روز و ماه، با هم برابر و یکسان خواهند شد و این موضوع در عددهای دیگر نیز به وضوح نمایان خواهد گشت.
هوش مصنوعی: به تاجر خوشنام و بازرگان پرآوازهای که در زندگیاش خوبیها را جستجو میکند و از اوضاع و احوال زمانه ناامید است، افسوس میزنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرا جود او تازه دارد همی
مگر جودش ابر است و من کشتزار
«مگر» یک سو افکن، که خود هم چنین
بیندیش و دیدهٔ خرد برگمار
ابا برق و با جستن صاعقه
[...]
سِرِ مایه یی گوهران این چهار
بَرآوَرده بیرَنج و بیروزگار
به از عید نشناسم از روزگار
نه از مدح خسرو به آموزگار
خداوند عالم کزو وقت ما
همه ساله عیدست لیل ونهار
یمین و امین اختر یمن و امن
[...]
جهاندار بخشندهٔ کامکار
خداوند بیچون، پروردگار
بدین خرمی و خوشی روزگار
بدین خوبی و فرخی شهریار
چنان گشت گیتی که ما خواستیم
خدایا تو چشم بدان دور دار
خداوند گار جهان فرخست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.