ساخت شب مرا سیه دود دل فکار من
روزم اگر چنین بود وای به روزگار من
چون دهد از غم توام آه به باد نیستی
آینهٔ سپهر را تیره کند غبار من
ابر بلابرون خیمه ز موج خیز غم
چون ز درون علم کشد آه شراره بار من
تا تو قرار دادهای قتل مرا به تیغ خود
صبر فرار کرده است از دل بیقرار من
تا ز نظارهات مرا ساخت به عشق مبتلا
گوشه بگوشه میجهد چشم گناهکار من
به ز نخست محتشم باز رسم به کار خود
گر دگر آن غزاله را چرخ کند شکار من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و غمگینی شاعر درباره عشق و فراق میپردازد. شاعر از شبهای تار و غمزدهای سخن میگوید که ناشی از دلتنگی و غم عشق است. او به تأثیر منفی این دلتنگی بر زندگیاش اشاره میکند و میگوید که احساساتش همچون غبار، آسمان زندگیاش را تیره کردهاند. شاعر به طغیانی از غم اشاره میکند که او را در خود غرق کرده و مشکلانش را به وجود میآورد. در نهایت، او به این نکته تصریح میکند که با وجود همه دردها، به عشق و زیبایی محبوبش همچنان وابسته است و همیشه در تلاش است تا از این وضعیت رهایی یابد.
هوش مصنوعی: شبهای تاریک و غمانگیز، ذهنم را پر از نگرانی و اندوه کرده است. اگر روزم هم چنین باشد، به حال و روزگارم وای بر من!
هوش مصنوعی: وقتی که به خاطر غم تو آهی از دل برمیآورم، غم من همچون غباری میتواند آسمان را تیره کند.
هوش مصنوعی: ابرهای تیره و سنگین مثل یک چادر دریا در حال نوسان هستند و هنگامی که از درون وجودم، آتش و درد را بیرون میکشم، غم و اندوه به اوج میرسد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو با تیغ خود به من ضربه زدهای، صبر از دل بیقرار من فرار کرده است.
هوش مصنوعی: از تماشای تو، عشقی در من ایجاد شده است که باعث شده چشم گناهکار من در هر گوشه شروع به جستوجو و حرکت کند.
هوش مصنوعی: من دوباره به کار خود برمیگردم، حتی اگر آن معشوقه زیبا، بار دیگر دلم را به بازی بگیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای به دو چشم نرگسین آفت روزگار من
طرهٔ بیقرار تو برده ز من قرار من
گرچه خمار وصل تو گشت ملازم سرم
هم به شراب لعل تو، دفع شود خمار من
ای یمنی ستاره بر آرزوی مه رخت
[...]
باز نگار می کشد چون شتران مهار من
یارکشی است کار او بارکشی است کار من
پیش رو قطارها کرد مرا و می کشد
آن شتران مست را جمله در این قطار من
اشتر مست او منم خارپرست او منم
[...]
آفت زهد و توبه شد ترک شرابخوار من
یار گر اوست، کی شود توبه و زهد یار من؟
باده هجر خوردنم، رنج خمار در تنم
جز ز حلاوت لبش نشکند این خمار من
ای چو تویی نخاسته پهلوی من نشین دمی
[...]
گل ز خجالت آب شد پیش رخ نگار من
سرخ برآمد از حیا لاله ز شرم یار من
مست جمال خود کند عالم امر و خلق را
برقع اگر برافکند ساقی گلعذار من
مست شراب آرزو، کی رهد از خمار غم؟
[...]
ناوک غمزه می زند بر دل من نگار من
صد پی اگر جفا کند، صدق و صفاست کار من
خسرو بی نظیر من، حاکم من، امیر من
دلبر ناگزیر من، باغ من و بهار من
نور من و سرور من، حاضر من، حضور من
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.