گنجور

 
محتشم کاشانی
 

نیست امروز شکست دلم از چشم پرآب

دایم این خانه خرابست ازین خانه خراب

رعشهٔ نخل وجودم نگذارد که به چشم

آشیان گرم کند طایر وحشی وش خواب

چو پر آشوب سواری که به شادی نرسید

فتنه را پا به زمین چون تو نهی پا برکاب

خواه چون شمع بسوزان همه را خواه بکش

که خطای تو ثوابست و گناه تو ثواب

تا خجالت ز سگانت نبرم بعد از قتل

استخوانم به بیابان عدم کن پرتاب

کر به جرم نگهی بی‌گنهی سوختنی است

بیش ازین نیز مسوزش که کبابست کباب

محتشم بر در عزلت زن و از سروا کن

صحبت اهل نصیحت که عذابست عذاب

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکوهی در ‫۱ سال قبل، جمعه ۷ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۶ نوشته:

نادرست: که خطای تو ثوابست و گناه تو ثواب
درست: که خطای تو صوابست و گناه تو ثواب
سپاس

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.