رخش در غیر و چشم التفاتش در من است امشب
هزارش مصلحت درهر تغافل کردنست امشب
بتی کز غمزه هر شب دیگری را افکند در خون
نگاهی کرد و دانستم که چشمش برمنست امشب
تن و جانم فدای نرگس غماز او بادا
که از طرز نگاهش فتنه را جان در تنست امشب
شراب دهشتم دست هوس کوتاه میدارد
ز نقل وصل کاندر بزم خرمن خرمن است امشب
کند بدگوئیم با غیر و من بازی دهم خود را
که دیگر دوست در بند فریب دشمن است امشب
در اثنای حدیث درد من آن عارض افزودن
برین کز عشقم آگه گشته وجهی روشن است امشب
در آغوش خیالش جان غم فرسوده را با او
حجاب اندر میان نازکتر از پیراهنست امشب
ز بزم شحنه مجلس خدا را برمخیزانم
که نقد وصل دامن دامنم در دامنست امشب
دو چشم محتشم آماجگاه تیر پی در پی
ز پاس گوشهای چشم آن صید افکن است امشب
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و زیبایی میپردازد و احساساتش را نسبت به محبوبش بیان میکند. او میگوید که در این شب خاص، نگاه معشوق به اوست و هر غفلتی از طرف او قطعاً مصلحتی دارد. زیبایی محبوبش به حدی است که دیگران را به دام میاندازد و وجود او برای شاعر همچون مرگ و زندگی است. شاعر از شوق وصال و نوشیدن شراب یاد میکند و میگوید که ناخودآگاه به گناه عشق آلوده است. او همچنین به درد و غم عشق اشاره دارد و میگوید که محبت محبوبش به او آرامش میدهد. در نهایت، شاعر با اشاراتی به قدرت عشق و جذابیت معشوقش، او را توصیف میکند که همه چیز را در این شب زیبا تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: امشب، چهره زیبا و دلربای او در دیگران است، ولی نگاهش فقط به من است. امشب هزاران کار برایش در سکوت و بیتوجهی مناسب است.
هوش مصنوعی: دختری که با یک نگاه زیبای خود، هر شب باعث میشود دیگری در غم و اندوه بیفتد، امشب به من نگاهی کرد و فهمیدم که توجهش به من است.
هوش مصنوعی: تن و روح من فدای نرگس زیبا و فریبندهاش باشد، چرا که نگاه او امشب به قدری جذاب و گیراست که گویی جان را در بدنم میافکند.
هوش مصنوعی: شراب شادی که به من میدهند، هوس را از دست من دور میکند، زیرا در این مهمانی شب، پر از خوشی و محبت است.
هوش مصنوعی: امشب من خود را مشغول میکنم و با دیگران صحبتهای بد میکنم، در حالی که دوستانم در دام فریب دشمن گرفتار شدهاند.
هوش مصنوعی: در میانه صحبت درباره درد من، آن معشوق به دلایل عشقم آگاهی یافته و چهرهای روشن به خود گرفته است. امشب این موضوع بیشتر مشخص است.
هوش مصنوعی: امشب در آغوش خیال او، روحی که از غم خسته شده را با چیزی که همچون حجاب بین ماست، احساس میکنم که نازکتر از یک پیراهن است.
هوش مصنوعی: از مجلس شازده، دلی شاد و دمنوشی میخواهم. امشب در آغوش کشیدن عشق، تمام زندگیام را معطر کرده است.
هوش مصنوعی: دو چشم زیبا و با وقار، همچون هدفی است که تیرهای عشق به سمت آن پرتاب میشود. امشب گوشهای آن چشم، میکدهای است که صیادانی در آن به کمین نشستهاند تا شکار خود را بیابند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل از نظارهٔ آن گلعذارم گلشنست امشب
چراغ از روغن بادام چشمم روشنست امشب
سپندم خوشهٔ پروین و شمع مهر همزانو
مه نو پاسبان و زهرهام چوبکزنست امشب
وصالم هست اما زَهرهٔ بوس و کنارم نیست
[...]
خیالش را به نوعی انس در جان من است امشب
که با این نیم جانیها دو جانم در تنست امشب
به صحبت هر که را خواند نهان آرد به قتل آخر
مرا هم خوانده گویا نوبت قتل منست امشب
به کف شمشیر و در سر باده چند اغیار را جوئی
[...]
میم در جام و ماهم تا سحر بر روزنست امشب
دو دستم تا به وقت صبح طوق گردنست امشب
دو چشمم حجله آیین بسته اند از گریه شادی
درو بام از چراغان سرشکم روشنست امشب
شماری تا سحر، دستم به زلف درهمی دارد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.