اگر میبینمت با غیر غیرت میکشد زارم
وگر چشم از تو میبندم به مردن میرسد کارم
تو خود آن نیستی کز بهر همچون من سیه بختی
نمائی ترک اغیار وز یک رنگی شوی یارم
مرا هم نیست آن بیغیرتی شاید تو هم دانی
که چون بینم تو را با دیگران نادیده انگارم
نه آسان دیدن رویت نه ممکن دوری از کویت
ندانم چون کنم در وادی حیرت گرفتارم
به هر حال آن چنان بهتر که از درد فراق تو
به مردن گر شوم نزدیک خود را دورتر دارم
توئی آب حیات و من خراب افتاده بیماری
که با لب تشنگی هست احتراز از آب ناچارم
مکن بهر علاجم شربت وصل خود آماده
که من بر بستر هجران ز سعی خویش بیمارم
به قهر خاص اگر خونریزیم خوشتر که هر ساعت
به لطف عامسازی سرخرو در سلک اغیارم
از آن مه محتشم غیرت مرا محروم کرد آخر
چو سازم آه از طبع غیور خود گرفتارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد جدایی و عشق ناکام خود سخن میگوید. او احساس میکند که وجود معشوقش باعث عذاب و غیرت او شده است. زیرا اگر او را ببیند، دلش میسوزد و اگر دور شود، به مرگ نزدیکتر میشود. او به این اعتراف میکند که نمیتواند معشوقش را با دیگری ببیند و این موضوع برایش دردناک است. همچنین، او از این که برای درمان دردش، به معشوقش نیاز دارد، احساس ناامیدی میکند و میگوید که دوری از او برایش بسیار سخت است. شاعر نهایتاً به عدم وجود غیرت و ناراحتی خود از شرایط موجود اشاره میکند و ابراز میکند که کنجکاوی و عشقش به او، او را در وادی حیرت گذاشته است.
هوش مصنوعی: اگر تو را ببینم و دیگری را در کنارت ببینم، غیرتم به شدت آسیب میبیند و بسیار ناراحت میشوم. و اگر از تو دور شوم و چشمهایم را از تو بگیرم، احساس میکنم که به پایان زندگیام نزدیک میشوم.
هوش مصنوعی: تو آن شخصی نیستی که به خاطر من، کسی که بدبخت و سیاهچهره است، خودت را تغییر دهی و از دیگران دوری کنی؛ و به خاطر من، رنگ دیگری به خود بگیری و یار من شوی.
هوش مصنوعی: من هم مانند تو بیاحساس نیستم؛ شاید خودت هم بدانی که وقتی تو را با دیگران میبینم، تو را نادیده میگیرم.
هوش مصنوعی: دیدن چهره تو برایم آسان نیست و دوری از محل تو نیز ممکن نیست. نمیدانم چگونه در این راه پر از سردرگمی بروم، چرا که در آن گرفتار شدهام.
هوش مصنوعی: به هر حال، بهتر است که اگر بخواهم به خاطر دوری تو بمیرم، خودم را از تو دورتر نگه دارم.
هوش مصنوعی: تو منبع زندگی هستی و من بیمار و بیحال، که در حالیکه تشنهام، ناچارم از آب دوری کنم.
هوش مصنوعی: برای درمان درد خود، نیازی به آماده کردن دارویی از وصالت ندارم، چون من در بستر جدایی به تلاش خود بیمار هستم.
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم با خشم و قهر خود خونریزی کنیم، بهتر است این کار را به شکلی خاص و دلخواه انجام دهیم تا هر لحظه با محبت و مهربانی به دیگران، در میان بیگانگان قرار نگیرم و روسفید نشوم.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت آن مه، حس غیرت من تحت تأثیر قرار گرفت و اکنون دلی پر از حسرت دارم که چگونه باید با طبیعت غیور خود کنار بیایم و از این وضعیت رنج میبرم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلا باز آی تا با تو غم دیرینه بگسارم
حدیثی از تو بنیوشم نصیبی از تو بردارم
دلا گرمن به آسانی ترا روزی به چنگ آرم
چو جان دارم ترا زیرا که بی تو خوارم وزارم
دلا تا تو زمن دوری نه درخوابم نه بیدارم
[...]
بخواب مرگ خواهم شد مکن ای بخت بیدارم
که من دور از درش امشب زعمر خویش بیزارم
خلافست اینکه می گویند باشد آرزو در دل
مرا در دل بود بد خوی و چندین آرزو دارم
نه آخر عاشقان باری زخوبان رحمتی بینند
[...]
خر خمخانه را ناسور پیدا گشت و بیطارم
بنیش از سقبه آن ناسور در یکهفته بردارم
چو خر شاعر بود بیشک که بیطاری کند شاعر
چه داند آن خر شاعر که من شاعر نه بیطارم
ز تسعیر خر شاعر بسازم خمره مرهم
[...]
نصیحت میکنم دل را که دامن درکش از یارم
چو با دل بر نمیآیم به رنج دل سزاوارم
اگر معزولم از وصلش ندارم غم بحمدالله
که در دیوان هجرانش منم تنها که بر کارم
من از وی بر خورم گویی کس این هرگز نیندیشد
[...]
چو من عادت چنین دارم که غم را شادی انگارم
به بیماری چنان کآمد تو هم میدار تیمارم
به درد تازه هر ساعت مرا مشغول خود میکن
از این بیکار کم داری دمی بیکار مگذارم
به یک غم ابلهی باشد که از عشق تو بگریزم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.