چشم آن دارم کز آن آتش که بر تن میزنی
شعلهای بر جان زنی آن دم که دامن میزنی
از همان آتش که زد در خرمن پروانه شمع
از تجلی هر زمان ما را، به خرمن میزنی
حاضرم در بندگی بر هرچه فرمان میدهی
سر نمیپیچم گرم با تیغ گردن میزنی
آن چنانم بیخبر از خود که آگه نیستم
خارم از پا میکشی یا تیر بر تن میزنی
از سود طره شرح، قیرگون شب میکنی
از بیاض جبهه دم از روز روشن میزنی
نوعروسان چمن را حال دیگرگون شود
چون تو زیبارو، قدم در صحن گلشن میزنی
زآب و رنگ چهر رنگین، رونق گل میبری
از شمیم زلف مشکین، راه سوسن میزنی
بگذار از خود، با دوییت دعوی وحدت خطاست
او نگیردی تا که دم از ما و از من میزنی
گاه میپاشی نمک بر زخم دل از لعل لب
گه بر آن از نوک مژگان نیش سوزن میزنی
چون گذارم شکر این نعمت که ای ماه از وفا
هر زمانی دم ز مهر تازه با من میزنی
ای که با تدبیر خواهی دفع نیروی قدر
چنگ مومین از سفه، بر تفته آهن میزنی
خلع نعلین علایق کن ز پای دل «محیط»
چون قدم در ساحت وادی ایمن میزنی
وادی ایمن بود درگاه شاه اولیا
ایمنی تا دم از آن فرخنده مأمن میزنی
چون علی را دوست داری، باشدت گر صد گناه
خیمه بر فردوس، بر کوری دشمن میزنی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر توصیف عشق و وابستگی عمیق به معشوق است. شاعر از آتش عشق میگوید که جانش را میسوزاند و در این آتش بیخبر از خود به بندگی معشوق راضی است. او از زیبایی و تأثیرات مثبت معشوق بر زندگی خود میگوید و اشاره میکند که حتی دردها و زخمهای عشق را با لذت تحمل میکند. شاعر همچنین به وحدت و ارتباط عمیق میان خود و معشوق اشاره میکند و خواهان رهایی از تعلقات دنیوی است تا به ساحت عشق و امن نزدیکتر شود. در نهایت، او با زبان استعارهای از قدرت و عظمت عشق میگوید و به دوستی با کسانی که در راه عشق هستند، افتخار میکند.
هوش مصنوعی: چشم انتظارم که از آن آتش که بر تن میزنی، شعلهای بر جانم بزنی زمانی که دامن را به حرکت در میآوری.
هوش مصنوعی: از همان آتش که پروانه را به شمع میکشد، تو هم نور و زیبایی خود را به ما میتابانی و ما را به سمت خود جلب میکنی.
هوش مصنوعی: من آمادهام که در خدمت تو باشم و به هر آنچه که بگویی عمل کنم. حتی اگر با تیغ گردنم را بزنند، از فرمان تو سرپیچی نمیکنم.
هوش مصنوعی: من به قدری از خودم بیخبرم که نمیدانم آیا خار از پایم در میآوری یا تیر به بدنم میزنی.
هوش مصنوعی: در اثر زیبایی موهایت، شب را به رنگ سیاه در میآوری و از سفیدی پیشانیات، به روشنی روز اشاره میکنی.
هوش مصنوعی: نوعروسان وقتی تو با زیباییات در باغ گل قدم میزنی، حال و هوای چمن به کلی تغییر میکند.
هوش مصنوعی: رنگ و بوی چهرهات شبیه گلی زیباست و بویی که از موهای مشکیات میآید، باعث میشود که همانند سوسنها به زیبایی بروی و شکوفا شوی.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که اگر کسی بخواهد به خاطر اختلاف خود با دیگران، دعوی وحدت کند، این کار اشتباه است. او نمیتواند این درک را داشته باشد تا زمانی که هنوز هر جا از خودش، ما و من صحبت میکند. به عبارتی، انسان باید درک عمیقتری از وحدت پیدا کند و از فردیت خود فراتر برود تا به حقیقت واحد دست یابد.
هوش مصنوعی: گاهی با لحن شیرین و زیبا از دلتنگیهایم میکاهی و گاهی با نیش کنایههایت، زخمهای عمیقتری به قلبم میزنی.
هوش مصنوعی: هر زمان که از این نعمت برخوردار شوم، تو ای مهرِ ماه، با محبت و وفای خود، همیشه یادآور میشوی که عشق و تعلق ما تازه و ادامهدار است.
هوش مصنوعی: ای کسی که میخواهی با تدبیر و هوشمندی نیروی سرنوشت را از بین ببری، در حالی که مانند آهن داغ و گداخته میکوبی، باید به خوبی فکر کنی و تلاش کنی.
هوش مصنوعی: از علاقهها و وابستگیهایت فارغ شو و آنها را از پاهایت بردار، چون زمانی که به سرزمین امن و آرامی میروی، باید سبکبار و آزاد باشی.
هوش مصنوعی: درگاه شاه اولیا به عنوان مکانی امن و مورد اطمینان معرفی میشود، جایی که تا زمانی که از آن یاد میکنی، آرامش و آسایش به همراه دارد.
هوش مصنوعی: اگر علی را دوست داشته باشی، حتی اگر صد گناه هم کرده باشی، بر دشمنانش پیروز خواهی شد و میتوانی در دنیای بهشت را به روی آنها ببندی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز آتشین رخ آتشم تا کی به خرمن می زنی
خرمنم را سوختی تا چند دامن می زنی
پادشاه کشور حسنی برای نظم وملک
زلف را تا سرکشی کرده است گردن می زنی
دل دهانت را دلیل نقطه موهوم گفت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.