هر سو نگریدیم کسی چون تو ندیدیم
اکنون نگرانیم که هر سو نگریدیم
شوریده سر اندر طلب سرو رسایت
هر چند دویدیم به جائی نرسیدیم
افسوس صد افسوس که اندر قدم دوست
جانی نفشاندیم و چه بسمل نطپیدیم
عمریست که از آتش شوق تو کبابیم
وز شربت دیدار تو روزی نچشیدیم
دل رفت و دلآرام نیامد ببر ما
جان بر لب و لعل نمکینی نمکیدیم
داغیم که از لاله رخی بهره نبردیم
مردیم که با سرو چمانی نچمیدم
آخر نه مگر لوح دل از غیر تو شستیم
یا چون قلم از شوق تو با سر ندویدیم
راندند به چوگان ز سر کوی تو ما را
چون گوی بدادیم سر و پا نکشیدیم
گر عهد مودت تو شکستی نشکستیم
ور رشتۀ الفت تو بریدی نبریدیم
در بند غمت بنده صفت حلقه به گوشیم
وز دام تو چون آهوی وحشی نرمیدیم
تشریف غمت بر دل و با درد فراقت
جفتیم ولی جامۀ طاقت ندریدیم
با مفتقر این نکته مسیحا دم ما گفت
ما در تو بجز آه دمادم ندمیدیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس yearning و دلتنگی عمیق شاعر برای معشوق است. شاعر به طور مداوم از عدم دستیابی به محبوبش گلایه میکند و ابراز میدارد که با وجود تلاشهای زیادی که برای رسیدن به او کرده، همچنان در غم و دستنیافتنی بودن او باقی مانده است. او به عشق و شوقی که نسبت به معشوق دارد اشاره میکند و از درد و رنجی که از دوری او متحمل شده، صحبت میکند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که حتی اگر عهد و الفت معشوق شکسته باشد، او همچنان به عشق خود پایبند است و درد و رنج ناشی از غم او را به جان میخرد.
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه کردیم، کسی را مثل تو پیدا نکردیم. حالا نگرانیم که باز هم به همین شکل نگاه کنیم.
هوش مصنوعی: ما برای یافتن حضور تو به هر سو دویدیم، اما هرچه تلاش کردیم، به هیچ نتیجهای نرسیدیم.
هوش مصنوعی: متأسفانه باید بگویم که ما در برابر محبت و دوستی دوست، هیچ تلاشی نکردیم و فرصتی را که داشتیم از دست دادیم.
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که به خاطر عشق تو بسوزیم و هنوز طعم دیدارت را نچشیدهایم.
هوش مصنوعی: دل ما افسرده و بیقرار است و کسی که آرامش دل را به ما بازگرداند، هنوز نیامده است. حال ما به قدری سخت شده که جانمان به لبمان رسیده و در عین حال، محبت و عشقمان نیز تلخ شده است.
هوش مصنوعی: ما از زیبایی های زندگی بهرهای نبردیم و در حسرت آن داغ دیدهایم، به گونهای که مرگ را بر خود احساس میکنیم چون از همراهی با دلبرانی زیبا محروم ماندهایم.
هوش مصنوعی: در نهایت، ما دل خود را از هر چیزی جز عشق تو پاک کردیم، یا مانند قلمی که به شادی تو میتازد، شوق تو در ما جاری است.
هوش مصنوعی: ما را از کوی تو دور کردند و مانند گوی در چوگان به سمتشان پرتاب شدیم، اما نه سرمان را کشیدیم و نه پاهایمان را حرکت دادیم.
هوش مصنوعی: اگر تو ارتباط محبت را شکستی، ما هم این ارتباط را قطع نکردیم؛ و اگر تو رشته دوستی را بریدی، ما آن را ندوختیم.
هوش مصنوعی: ما به خاطر غم تو همچون بندهای که حلقهای در گوشش است، در بند و اسیر شدیم و از دام تو مانند آهوهای وحشی، به آرامی و بیخبر فرار کردیم.
هوش مصنوعی: غم تو بر دل ما نشسته و با درد فراق تو زندگی میکنیم، اما هنوز تکهتکه نشدیم و توان تحمل این سختی را داریم.
هوش مصنوعی: مفتقر به ما گفت: ما در تو جز نفسهای غمانگیز و آههای مکرر چیزی ندمیدیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نوروز بزرگ آمد آرایش عالم
میراث بنزدیک ملوک عجم از جم
بر دولت شاه ملکان فرّخ و فیروز
آن قبلۀ فخر و شرف گوهر آدم
سالار خراسان ملک عالم عادل
[...]
جشن سده و سال نو و ماه محرم
فرخنده کناد ایزد بر خسرو عالم
شاهنشه گیتی ملک عالم مسعود
کاین نام بدین معنی او راست مسلم
از دیدن او چشم جهان گردد روشن
[...]
تا کی سخن اندر صفت و خلقت آدم
تا کی جدل اندر حدث و قدمت عالم
تا کی تو زنی راه برین پرده و تاکی
بیزار نخواهی شدن از عالم و آدم
آمد صفر امروز چو دی رفت محرم
این شادیت آورد گر آن بود همه غم
تا بر عقب ماه محرم صفر آید
شادیت فزون باد و همه ساله غمت کم
ای بار خدایی که تو را یار نباشد
[...]
ای قاعدهٔ ملک به فرمان تو محکم
ای فایدهٔ خلق در احسان تو مدغم
پیدا شده در کُنیت و نام و لقب تو
فتح و ظَفَر و نصرت و فخر همه عالم
چون نور تو از جوهر آدم بنمودند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.