مرا در سر بود شوری که در هر سر نمیگنجد
نوای عاشقی در نای تنپرور نمیگنجد
کتاب لیلی و مجنون به مکتب خانه افسانه است
حدیث عاشق و معشوق در دفتر نمیگنجد
وای عندلیب و شور قمری داستانها ساخت
چه لطف است اینکه اندر طائر دیگر نمیگنجد
نه هر مرغ شکرخایی بود طوطی شکرخا
که طوطی را بود شهدی که در شکر نمیگنجد
ز حسن دختر فکرم بود زال جهان واله
کنار مادر گیتی جز این دختر نمیگنجد
مرا جز ساغر ابروی جانان آرزویی نیست
نشاط عشق در هر باده و ساغر نمیگنجد
نهال معرفت از جویبار چشم جوید آب
چنان آبی که اندر چشمهٔ کوثر نمیگنجد
سلوک اهل دل از حیطۀ تعبیر بیرون است
به جز در همت این معنای فرخفر نمیگنجد
اگر مشتاق یاری مفتقر از خویش خالی شو
خلیل عشق در بتخانهٔ آزر نمیگنجد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از شور و شوقی بیپایان سخن میگوید که فراتر از فهم عادی است. او به عشق و عاشقی اشاره میکند که در کلمات و داستانها نمیگنجد. همچنین به زیبایی و معانی عمیق در زندگی و عشق اشاره دارد که خود را در چیزهای معمولی نمیتواند محدود کند. در انتها، بیان میکند که عشق حقیقی و دانش عمیق فراتر از مرزهای معمولی است و باید از خود عبور کرد تا به این معانی دست یافت.
هوش مصنوعی: در ذهن من شور و احساسی وجود دارد که در هیچ کس دیگری نمیتواند به این شکل پیدا شود. صدای عشق من در وجود افرادی که تنها به لذتهای جسمی میپردازند، نمیتواند جا بگیرد.
هوش مصنوعی: کتاب لیلی و مجنون نمادی از داستانهای عاشقانه است که در مکتبخانهها برای آموزش استفاده میشود. اما داستان عشق و ارتباط عمیق عاشق و معشوق به قدری عمیق و بینظیر است که نمیتوان آن را در کلمات و صفحات کتاب محدود کرد.
هوش مصنوعی: ای وای از عشقبازی بلبل و غزلخوانی قمری که چه داستانهای زیبا و دلنشینی خلق کردهاند. چه نیکی است که این لطافت و زیبایی در هیچ پرنده دیگری نمیتوان یافت.
هوش مصنوعی: هر پرندهای که زیبا و خوشصدا است، طوطی شکرخا نیست. طوطی دارای شهدی است که در هیچ شکر دیگری نمیتوان یافت.
هوش مصنوعی: زیبایی دختر موجب شده است که همه جهان به شدت تحت تأثیر او باشد، و در کنار مادر زمین، هیچ چیز دیگری جز این دختر نمیتواند جای بگیرد.
هوش مصنوعی: من هیچ آرزویی جز نوشیدن از شراب ابروی معشوق ندارم، چرا که شادابی عشق فراتر از هر نوشیدنی و جامی است.
هوش مصنوعی: نهال دانش و آگاهی از چشمهٔ اشک سر میزند، آبی که به قدری زلال و بینظیر است که حتی در چشمهٔ کوثر هم جا نمیشود.
هوش مصنوعی: برای جانهای پاک و راهروان واقعی، مسیر و سیر و سلوک فراتر از عبارات و تعبیرات است و تنها در اراده و تلاش در این معنا میتواند نمود پیدا کند.
هوش مصنوعی: اگر کسی که نیازمند کمک است، از خودش خالی شود و بیاعتنا به خودخواهیها به دیگران بپردازد، عشق واقعی نمیتواند در دل او جای گیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رخی داری که وصف آن به خاطر درنمیگنجد
شراب لذت دیدار در ساغر نمیگنجد
کسی را در دهان تنگ خود چندین شکر گنجد
که تو میخندی و اندر جهان شکر نمیگنجد
کجا چیده بود آن مو همه کز لب برون آری
[...]
من امروز، از میی مستم، که در ساغر نمیگنجد
چنان شادم، که از شادی، دلم در بر نمیگنجد
ز سودایت برون کردم، کلاه خواجگی، از سر
به سودایت که این افسر، مرا در سر، نمیگنجد
بران بودم که بنویسم، مطول، قصه شوقت
[...]
حدیث حسن او چون گل به دفتر درنمیگنجد
از آن عارض به جز خملی در این دفتر نمیگنجد
نگویند آن دهان و لب ز وصفت آن میان رمزی
چو آنجا صحبت تنگست مویی درنمیگنجد
به آن لب ساقیا گویی برابر داشتی می را
[...]
چنان پر شد دل از دلبر که دل در بر نمیگنجد
وگر گنجد دل اندر بر، در او دلبر نمیگنجد
اگر پروانهٔ عشقی، در آتش بال و پر میزن
که اینجا حضرت شمع است، بال و پر نمیگنجد
ترا زحمت شد ای زاهد، که بشکستی سبوی ما
[...]
مرا حالی است با جانان که جانم درنمیگنجد
چه سوداییست عشق او که در هر سر نمیگنجد
خرابات است و ما سرمست و ساقی جام می بر دست
در این خلوتسرای دل به جز دلبر نمیگنجد
چو غوغاییست دردا و که در هر دل نمیباشد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.