در سری نیست که سودای سر کوی تو نیست
دل سودا زده را جز هوس روی تو نیست
سینۀ غمزده ای نیست که بی روی و ریا
هدف تیر کمانخانۀ ابروی تو نیست
جگری نیست که از سوز غمت نیست کباب
یا دلی تشنۀ لعل لب دلجوی تو نیست
عارفان را ز کمند تو گریزی نبود
دام این سلسله جز حلقۀ گیسوی تو نیست
نسخۀ دفتر حسن تو کتابی است مبین
ور بود نکتۀ سر بسته بجز موی تو نیست
ماه تابنده بود بندۀ آن نور جبین
مهر رخشنده بجز غرۀ نیکوی تو نیست
خضر عمریست که سرگشتۀ کوی تو بود
چشمۀ نوش بجز قرطه ای از جوی تو نیست
نیست شهری که ز آشوب تو غوغائی نیست
محفلی نیست که شوری ز هیاهوی تو نیست
مفتقر در خم چوگان تو گوئی گوئی است
چرخ با آن عظمت نیز به جز گوی تو نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و زیبایی معشوق اشاره دارد و بیانگر این است که همه چیز در زندگی شاعر به معشوق وابسته است. هیچ دل و جگری نیست که از غم و شوق او بینصیب باشد و هیچ عارف و عاشقی نمیتواند از دام عشق او فرار کند. زیبایی و جذابیت معشوق بهگونهای است که همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد و در هر مکانی که بروی، ردّی از شور و شوق او وجود دارد. شاعر با استفاده از تمثیلها و توصیفهای زیبا نشان میدهد که عشق او به معشوق تا چه حد عمیق و فراگیر است.
هوش مصنوعی: در دل هیچکس فکری جز عشق و زیبایی تو وجود ندارد، و دلهای والامقام تنها آرزوی دیدار چهره تو را دارند.
هوش مصنوعی: دل غمگینی وجود ندارد که بدون محبت و تظاهر، هدف تیرهای کمان ابروی تو باشد.
هوش مصنوعی: هیچ دل پر دردی وجود ندارد که از آتش غم تو نسوزد و هیچ دلی نیست که برای لبهای زیبا و دلگداز تو تشنه نباشد.
هوش مصنوعی: عارفان نمیتوانند از چنگال تو فرار کنند و تنها چیزی که در این زنجیره وجود دارد، حلقههای مویی توست.
هوش مصنوعی: کتاب حسن تو از زوایای روشنی پر است و هیچ نکته مهمی جز زیبایی موهای تو وجود ندارد.
هوش مصنوعی: ماه درخشان است و بندۀ آن نوری که بر پیشانی تو میتابد. جز زیباییهای تو چیزی دیگر درخشش ندارد.
هوش مصنوعی: خضر سالهاست که در جستجوی تو سرگردان بوده و تنها آبی زلال و شیرین به غیر از جوی تو وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هیچ شهری نیست که از آشفتگیهای تو بیخبر باشد و هیچ جمعی نیست که از سر و صدای تو بیخبر باشد.
هوش مصنوعی: در میدان زندگی، تو چنان قوی و بزرگ هستی که با وجود عظمت و شکوه تمام چیزها، همه چیز به دور تو میچرخد و هیچ چیز به جز تو ارزش و اهمیت واقعی ندارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون تماشاگه جان غیر سر کوی تو نیست
دلبرا صبر و شکیباییم از روی تو نیست
سجده گاه دل عشاق چو در وقت نیاز
راز گویند بجز طاق دو ابروی تو نیست
دل سرگشته ما را که نشان خواهد داد
[...]
هیچ کس نیست که حیران شده روی تو نیست
روی در سجده محراب دو ابروی تو نیست
هرکه بر طرف بناگوش تو آن طره بدید
گفت نقد دو جهان قیمت یک موی تو نیست
تو به هرجا که چنین جلوه کنان می گذری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.