گنجور

 
میلی
 

گر یار به سوی دیگران رفت

سوی دگر نمی‌توان رفت

فریاد که مدعی ز پیشم

با قاصد یار،‌ همزمان رفت

نشناخت ز مستی‌اش همانا

کزپیش رقیب سرگران رفت

تا درد دلم نگیرد آرام

از بزم تو مدعی نهان رفت

میلی نتوان ازو خبر یافت

از بس که به بزم این وآن رفت