گنجور

 
میلی

اگر کسی سبب وصل یار من شده است

زسر گرانی او، شرمسار من شده است

به طعنه مژده وصلی که غیر داد مرا

ز سادگی سبب انتظار من شده است

فزوده غم به غم و حسرتم به حسرت، اگر

هزار مرتبه روزی دچار من شده است

امیدواری من بین، که مردنم دشوار

زانتظار فراموشکار من شده است

چنین که رفته ستمهای او ز یاد مرا

به حیرتم که چرا شرمسار من شده است

دلا تپیدن میلی نشانه آن است

که نیم کشته چابک سوار من شده است

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
اهلی شیرازی

رقیب مانع دیدار یار من شده است

عجب ستاره نحسی دچار من شده است

برزوگار که این فتنه بود کز خط تو

بلای جان من و روزگار من شده است

بخون دیده و دل لعبتی که پروردم

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه