گریزم از تو دم خشمگین رسیدن تو
که ناامیدیام افزون شود ز دیدن تو
عنان کشیده چو از دور بینمت، میرم
که بهر قتل که باشد عنان کشیدن تو
چو بیخبر ز سگان تو آمدم پیشت
مرا بسوخت خجل گشتن و رمیدن تو
دلا به حالت مرگم، ترا بشارت باد
که بعد ازین، بود ایام آرمیدن تو
کفایت است چو یک زخم او ترا میلی
چراست از پی تیغ دگر تپیدن تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات عمیق خود در مواجهه با معشوق اشاره میکند. او از خشم و ناامیدی ناشی از دیدن معشوق سخن میگوید و بیان میکند که وقتی او را از دور میبیند، دچار ترس و اضطراب میشود. شاعر اشاره میکند که ورود به این رابطه میتواند او را بسوزاند و خجل کند. همچنین به این نکته اشاره دارد که از این پس زندگیاش به گونهای دیگر خواهد بود و به دردهای عاطفی ناشی از علاقهاش به معشوق اشاره میکند، و میپرسد چرا باید همچنان به دنبال درد و زخمهای دیگر باشد. این شعر به نوعی به کشمکشها و چالشهای عشق و وابستگی میپردازد.
هوش مصنوعی: از تو فرار میکنم چون خشمگین میشوم زمانی که تو به من نزدیک میشوی، چرا که دیدن تو ناامیدیام را بیشتر میکند.
هوش مصنوعی: وقتی از دور تو را میبینم، احساس میکنم که تو مرا به سوی خودت میکشی، و این باعث میشود که من به خاطر تو به سمت مرگ بروم.
هوش مصنوعی: وقتی که بیخبر از سگها به نزد تو آمدم، تو با خجالت و ترس مرا سوزاندی.
هوش مصنوعی: ای دل، هنگام مرگ من، تو را خوشخبر میسازم که از این پس، زمان آسایش و آرامش تو آغاز میشود.
هوش مصنوعی: اگر یک زخم به تو برسد، دیگر نیازی نیست که برای زخم دیگری دنبال آن باشی؛ پس چرا همچنان به دنبال آسیب بیشتر هستی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.