تا کس نیاورد سخنی بر زبان ز تو
سوزم ز اشتیاق و نپرسم نشان ز تو
از بس که بیتحمل و آزرده خاطرم
رنجم به هر گمان دل بدگمان ز تو
خوش آنکه عادت تو ندانسته، داشتم
تاب ستم به خوشدلی امتحان ز تو
از بس که بینمت به جدایی بهانهجو
صد بار از تو رنجم و دارم نهان ز تو
میلی تغافلی زند از روی اضطراب
آید به هر کجا سخنی در میان ز تو


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و آرزوهایش صحبت میکند و بیان میکند که به خاطر دوری معشوق، در دلش آتش اشتیاق میسوزد. او از رنج و آزردگی که در اثر جدایی احساس میکند میگوید و به ناگفتههای درونیاش اشاره میکند. احساس میکند که تحمل این درد برایش سخت شده و او را به یاد معشوق میاندازد، حتی اگر به طور مستقیم از او سوال نکند. در نهایت، شاعر به این احساسات متناقض و گیجکنندهاش اشاره میکند که از یکسو به یاد معشوق است و از سوی دیگر در نشان دادن احساساتش تردید دارد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که کسی از تو سخنی بر زبان نیاورد، من از هیجان و شوق میسوزم و هیچ نشان و خبری از تو نخواهم پرسید.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه خیلی بیتاب و دلخور هستم، هر بار که به چیزی فکر میکنم، دلم به تو بد میشود و از تو رنجیدهام.
هوش مصنوعی: خوشا به حال من که بدون اینکه بفهمم، تحمل سختیها و ناملایمتیها را به شوق تو داشتم.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه به خاطر دوریات دائم بهانهتراشی میکنم، بارها از تو ناراحت شدم، اما این ناراحتیام را از تو پنهان نگه داشتهام.
هوش مصنوعی: با قلبی نگران و مضطرب، از تو به هر کجا که میروم، صحبت یا نشانهای وجود دارد که مرا یاد تو میاندازد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با آنکه نیست آگهیام در جهان ز تو
گرد جهان برآیم و جویم نشان ز تو
از حرف غیر، در حق من بدگمان مشو
اظهار عاشقی ز من و امتحان ز تو
باشد تحیرّم ز سوال و جواب حشر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.