گنجور

 
میلی

جفای یار، چنان برده اعتبار از من

که غیر آید و پرسد نشان یار از من

جواب نامه شوقم حدیث نومیدی‌ست

که قاصد آمد و بگذشت شرمسار از من

مرض عشقم و بیماری‌ام چنان صعب است

که نیست غیر اجل، کس امیدوار از من

امیدواری میلی به صبر بود و کنون

که در میان بلایم، کند کنار از من

 
 
غزل – کتابخانه و آموزش شعر فارسی
شهریار

به اختیار گرو برد چشم یار از من

که دور از او ببرد گریه اختیار از من

به روز حشر اگر اختیار با ما بود

بهشت و هر چه در او از شما و یار از من

سیه تر از سر زلف تو روزگار من است

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه