از آه سردم آخر، رنجید یار از من
آیینه دل او، شد در غبار از من
غافل ز من رقیبی، گستاخ سویش آمد
دل ناامید ازو شد، او شرمسار از من
گویا که شب به مستی، گفتم به او غم دل
کامروز شرمسار است، آن گلعذار از من
از آه من خجل شد، آن گل به پیش مردم
آه این گناه سرزد، بیاختیار از من
ناصح مراچو میلی، تکلیف زهد کم کن
من عاشقم، نیاید این کار و بار از من
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات خود نسبت به معشوق میگوید و نشان میدهد که چقدر به او وابسته است. او از سردی و دوری معشوق رنجیده و احساس میکند که او به خاطر ناامیدیاش، از او خجالت زده شده است. همچنین، شاعر به ناصح خود اشاره میکند که به خاطر عشقش نمیتواند به زهد و دوری از معشوق فکر کند و خواستهاش این است که احساساتش را درک کنند. در کل، این شعر نمایانگر غم، عشق و ناامیدی است.
هوش مصنوعی: به خاطر آه سردی که از دلم برمیخیزد، یار از من دلخور شد. حالا دل او، مانند آیینهای است که در غبار پوشیده شده.
هوش مصنوعی: بدون توجه به من، رقیبی سرکش به سمت او آمد. دل من که ناامید شده بود، او را شرمنده کرد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در شب به حالت مستی گفتم به او که غم دل امروز مرا شرمنده کرده است، اما آن چهره زیبا از من بیخبر است.
هوش مصنوعی: گل از آه و ناله من شرمنده شد و در برابر مردم، به خاطر این گناه که به طور ناخودآگاه از من سر زد، احساس گناه کرد.
هوش مصنوعی: نصیحت کننده، وقتی که من عشقم را دارم، دیگر از من انتظار زهد و پرهیزگاری نداشته باش. این کار و رفتار با من سازگار نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.