گنجور

 
میلی

ز بزمش با چنین خواری،‌ نخواهم زود برخیزم

که پندارم اگر باشم دمی، خشنود برخیزم

پس از عمری که بنشینم به صد تقریب در بزمش

سوال از مدعای من کند تا زود برخیزم

برد چون رشکم از بزم تو، پنهان سوی من بینی

که با آن ناامیدی، آرزوآلود برخیزم

به راه انتظارات مردم و بیرون نمی‌آیی

اگر نومیدی من باشدت مقصود، برخیزم

به صد امیدواری در رهش بنشسته‌ام میلی

اگر در دیدنش تاخیر خواهد بود، برخیزم

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
آذر بیگدلی

غمین، چند از برت با چشم خون آلود برخیزم؟!

رها کن، تا جمالت بینم و خشنود برخیزم!

نشانده بر درت ناخوانده شوقم، تا چه فرمایی؟

اگر مقبول بنشینم، وگر مردود برخیزم؟!

پس از دیری نشستم دوش، چون در گوشه‌ای سرمست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه