غمین، چند از برت با چشم خون آلود برخیزم؟!
رها کن، تا جمالت بینم و خشنود برخیزم!
نشانده بر درت ناخوانده شوقم، تا چه فرمایی؟
اگر مقبول بنشینم، وگر مردود برخیزم؟!
پس از دیری نشستم دوش، چون در گوشهای سرمست
نشاندی غیر را پهلوی من، تا زود برخیزم
چو در بزمت نشستم، مضطرب گشتی، سرت گردم
اگر از رفتنم دل خواهدت آسود برخیزم!
زدی از دیدن بیگانگان، صد طعنه بر دربان
مرادت زین سخن، گر رفتن من بود برخیزم!
ز یار امیدوار، از آسمانم بدگمان یا رب؛
نشاند تا کجا چون ز آستان فرمود برخیزم!
چو در مجلس نشینم، تا نرنجد غیر ازو؛ پنهان
نوید خلوت خاصم دهد، تا زود برخیزم!
ز رشک غیر، در بزمش کشم تا چند آه آذر؟!
نشد تا تیره در چشمم جهان زین دود برخیزم!!
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: سخن دربارهی احساسات عاشقانه و اندوه شاعر است. او از درد فراق و غم خسارتهای عاطفی میگوید و آرزو دارد که بار دیگر به جمال معشوقش بنگرد و خوشحال شود. شاعر در انتظار نشانهای از معشوق است و از بیقراری ناشی از حضور دیگران در کنار خود، رنج میبرد. او از تصمیم به رفتن به خاطر دل معشوق سخن میگوید و به این میاندیشد که آیا معشوق از رفتنش دلخور میشود یا نه. در نهایت، شاعر به تفکر در مورد احساس حسادت و دلتنگیاش نسبت به دیگران در بزم معشوق میپردازد و آرزو میکند که زودتر از این وضعیت رها شود.
هوش مصنوعی: غمگینم، تا کی باید با چشمان گریان از تو دور باشم؟! رهایم کن تا بتوانم زیبایی تو را ببینم و خوشحال شوم!
هوش مصنوعی: در جلوی در خانهات ایستادهام و پر از شوق و آرزو هستم، حالا منتظر هستم ببینم چه واکنشی نشان خواهی داد. اگر مرا بپذیری و بنشینم، خوب است؛ اما اگر مرا نپذیری و از خود برانی، باید بروم.
هوش مصنوعی: بعد از مدتها نشستم و سرمست شدم، تو شخص دیگری را کنارم نشاندی و من زود خواستم از جا برخیزم.
هوش مصنوعی: وقتی در مهمانی تو نشستم، تو دلتنگ و بیتاب شدی. اگر میخواهی با رفتنم راحت شوی، من هم آمادهام که برخیزم.
هوش مصنوعی: از دیدن بیگانگان دلخور شدم و صد حرف و کنایه به نگهبان آرزوهایم زدم. اگر قرار باشد که من بروم، از جایت برمیخیزم!
هوش مصنوعی: از طرف یارم امیدوارم، ولی در عین حال به آسمان بدگمانم. ای خدا، مرا تا کجا ببری وقتی که از درگاه او مرا برخاستن دستور دادهاند؟
هوش مصنوعی: وقتی در جمع نشستهام، تنها اوست که باید ناراحت نشود؛ آرام آرام به من اشاره میکند که وقت آن است که زودتر از جا بلند شوم و خلوتی خاص برایم آماده شده است.
هوش مصنوعی: به خاطر حسودی دیگران، در جمع او تا کی باید آه بکشم؟! تا زمانی که دنیا در چشم من تاریک است، از این دود و غم نمیتوانم فرار کنم!
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ز بزمش با چنین خواری، نخواهم زود برخیزم
که پندارم اگر باشم دمی، خشنود برخیزم
پس از عمری که بنشینم به صد تقریب در بزمش
سوال از مدعای من کند تا زود برخیزم
برد چون رشکم از بزم تو، پنهان سوی من بینی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.