رفتم کز التفات تو کامی نداشتم
در نامه وصال تو نامی نداشتم
صد بار بازگشتم ازان کوی و هیچ بار
خرسندی جواب سلامی نداشتم
ناکامیام چرا ز تو نومید کرده است
چون من امیدواری کامی نداشتم
ظاهر نکردهام به تو وارستگی هنوز
چون بر خود اعتماد تمامی نداشتم
نومیدی از تغافل قاصد مرا فزود
با آنکه انتظار پیامی نداشتم
چون میلی رمیده دل، از صیدگاه وصل
هرگز به دست، آهوی رامی نداشتم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار از ناامیدی و عدم موفقیت در رسیدن به وصال محبوب سخن میگوید. او بارها تلاش کرده تا از کوی محبوب عبور کند، اما هیچگاه پاسخی برای سلام خود نیافته است. این ناکامیها او را دلسرد کرده و احساس میکند که هیچ اعتماد به نفس و امیدی برای رسیدن به عشق ندارد. همچنین، او به افکارش اشاره میکند که هیچ میلی به فرار از این وضعیت ندارد و در حسرت وصال باقی میماند. در کل، اشعار بیانگر عمق اندوه و ناامیدی شاعر در جستجوی عشق است.
هوش مصنوعی: رفتم و چون دیگر توجهی از تو نداشتم، در نامهای که به تو نوشتم، حتی حرفی از خواستهام نبود.
هوش مصنوعی: من بارها به آن محله برگشتم، اما هر بار نتوانستم خوشحالی و رضایت کسی را در جواب سلامم ببینم.
هوش مصنوعی: چرا ناامید از تو هستم، در حالی که من هرگز امیدی به موفقیت نداشتم؟
هوش مصنوعی: من هنوز به تو نشان ندادهام که آزاد و رها هستم، چون هنوز به خودم به طور کامل اعتماد نداشتم.
هوش مصنوعی: عدم توجه فرستنده باعث شد که بیشتر ناامید شوم، در حالی که اصلاً منتظر هیچ پیامی نبودم.
هوش مصنوعی: وقتی که دل من از محبت و ارتباط دور است، هرگز نتوانستهام آهو یا عاشق بیخیالی را به دام بیاورم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رفتم ز کوی تو، چو مقامی نداشتم
دل برگرفتم از تو، چو کامی نداشتم
یکباره از وفای تو برداشتم امید
چون از تو التفات تمامی نداشتم
بر دل کدام روز که از همدمان تو
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.