گرم آمدم سوی تو و افسرده میروم
یعنی که زنده آمدم و مرده میروم
از باغ عشق، من که گیاه محبّتم
در خشکسال تفرقه پژمرده میروم
بیرحمیات اجازت یک مردمی نداد
هر چند یافتی که دل آزرده میروم
خوشدل به بزم او بنشین مدّعی، که من
هر جا غمیست همره خود برده میروم
روز شمار، دست من و دامنت که من
خود را ز اهل بزم تو نشمرده میروم
بادا بقای او، که چو میلی من از جهان
زهر فنا زجام اجل خورده میروم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حال و هوای خود میگوید که با عشق به معشوق آمده اما در نهایت با افسردگی و اندوه میرود. او از پژمردگی عشقش سخن میگوید و میافزاید که عدم توجه معشوق باعث آزار او شده است. در عین حال، اشاره میکند که دیگران در بزم معشوق خوشحالند و او در کمال تنهایی و غم به سفر خود ادامه میدهد. در نهایت، با یادآوری فنا و مرگ، به حالت ناامیدی و سرگشتگی خود اشاره میکند.
هوش مصنوعی: وقتی به سوی تو آمدم، با شور و شوق آمدم، اما حالا در حال رفتن احساس دلسردی و ناراحتی دارم. این نشان میدهد که با زندگی و انرژی وارد شدم، اما اکنون مانند کسی هستم که مرده است.
هوش مصنوعی: از باغ عشق، من که در این دوران بینیازی و جدایی، احساس محبتام پژمرده و در حال رفتن است.
هوش مصنوعی: سختگیری و بیرحمی تو به من اجازه نداد که به عنوان یک انسان، احساسات و نیازهایم را ابراز کنم، هرچند که تو متوجه شدی که من از این وضعیت آزرده خاطر هستم و میخواهم بروم.
هوش مصنوعی: با دل شاد در محفل او بنشین، ای مدّعی! چون من هر کجا که غمی وجود دارد، با خود مشغول هستم و به آنجا میروم.
هوش مصنوعی: زمان در حال گذر است و من در حالی که خود را از جمع عزیزانت جدا میکنم، به سمت دیگری میروم.
هوش مصنوعی: باشد که او باقی بماند، چون من از دنیای فانی به قدری غمگین و دلشکستهام که مانند کسی که از جام مرگ نوشیده، در حال رفتن هستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.