دمی عاشق ندید او را، وگر دید
به صد درد دل و خون جگر دید
دل از یک جرعه وصل تو عمری
خمار غم کشید و دردسر دید
خدنگش را دلم تا رهگذر شد
هزار آسودگی زان رهگذر دید
دلم راسر به صحرا داد یکسر
که زخم صید خود را کارگر دید
رقیب او را سگ دنبالهرو بود
ز یک تیر تغافل، باز گردید
دلم در بزم او تا با خبر شد
مرا بیهوش و خود را بیخبر دید
دلا از دلبران قطع نظر کن
که میلی هرچه دید از یک نظر دید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و دشواریهای آن اشاره میکند. او میگوید اگر کسی به محبوبش نگاه کند، درد و رنجهای زیادی را تجربه خواهد کرد. دل او از یک لحظه وصال، سالها غم کشیده و حالا به یاد محبوبش در مکانهای مختلف آسودگیهایی را میبیند.
شاعر به دلش اجازه میدهد تا آزادانه در بیابان سرگردان شود و زخمهای ناشی از عشق را به همراه داشته باشد. او همچنین به رقیبی اشاره میکند که مانند سگی به دنبال محبوب است و از یک تیر نادیدهگیری دور میشود.
در نهایت، شاعر توصیه میکند که از دلبران دل بکن و به میلی که از یک نگاه به دست میآید اکتفا نکند، چرا که عشق و آرزو به آسانی به دست نمیآید.
هوش مصنوعی: کسی را که لحظهای عاشقانه به او نگاه نکرده، اگر هم او را ببیند، در دلش دردها و غمهای زیادی خواهد داشت.
هوش مصنوعی: دل به خاطر یک لحظه وصال تو، مدتها تحت تأثیر غم و درد قرار گرفت و رنجها را تحمل کرد.
هوش مصنوعی: وقتی که دل من در مسیر زندگی به کسی برخورد کرد، هزاران آرامش و آسایش از آن برخورد به دست آوردم.
هوش مصنوعی: دل خود را کاملاً آزاد گذاشتم و به دشت و صحرا سپردم، چرا که دیدم زخمهایی که از شکارچان خوردهام، در نهایت به نفع من تمام میشود.
هوش مصنوعی: رقیب او همیشه مانند سگی وفادار در پی او بود، اما با یک تیر نادیدهگرفتن، معکوس شد و به سمت دیگری رفت.
هوش مصنوعی: وقتی که متوجه شدم در میهمانی او حضور دارم، دلم به شدت شاد شد و به حالت بیهوشی افتادم و خودم را از حال و احوال دور دیدم.
هوش مصنوعی: ای دل، از دلبران چشم بپوش، زیرا هر چیزی را که ببینی، تنها با یک نگاه، میتوان دریابید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نگه کرد آن شکفته دشت و در دید
جهان چون روی ویس سیمبر دید
چو لختی دید از آن دیدن خطر دید
که بیش آشفته شد تا بیشتر دید
شما آخر تأسّف می نخوردید
ز درد آنکه با یوسف چه کردید؟
چو دل چوگان زلفت در نظر دید
پریشان گشت و حال خود دگر دید
غمت صد رخنه در جان کرد ما را
مگر دیوار ما کوتاهتر دید
ترا در رهگذر ناگاه دیدم
[...]
به جست و جوی او هر گوشه گردید
نه از او و نه از گردش اثر دید
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.