لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
مسعود سعد سلمان

ای بت دیبا رخان به دو رخ دیبا

تا نکنی پاره پاره صد دل پر خون

رشته مگر عاشق است بر لب تو زان

تافته داری همیش چون من محزون

ای دو لب تو عقیق و در دو عقیقت

دو رده درست هر دو صافی و مکنون

باشد منظوم در برشته ولیکن

در تو منظوم و رشته از در بیرون

در نه بر آن دو لب تو عاشق گشته ست

چون که بپیچید اندر آن دو لبت خون

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
فرخی سیستانی

جشن فریدون خجسته باد وهمایون

بر عضد دولت آن بدیل فریدون

پشت سپه میر یوسف آنکه به رویش

روز بزرگان خجسته گشت و همایون

دیدن او بامداد خلق جهان را

[...]

ناصرخسرو

ای تن تیره اگر شریفی اگر دون

نبسهٔ گردونی و نبیرهٔ گردون

نیست به نسبت بس افتخار که هرگز

نبسهٔ گردون دون نبود مگر دون

آنکه شریف است همچو دون نه به ترکیب

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ناصرخسرو
منوچهری

باز لگد کوبشان کنند همیدون

پوست کنند از تن یکایک بیرون

به سرشان برنهند و پشت و ستیخون

سخت گران سنگی از هزار من افزون

مسعود سعد سلمان

با دل پر آتش و دو دیده پر خون

رفتم از لاوهور خرم بیرون

تافته از دشمنان و شیفته از دوست

سوخته از روزگار و خسته ز گردون

گردان ز عشقت ای به حسن چو لیلی

[...]

جمال‌الدین عبدالرزاق

روی تو میمون و روی بخت تو گلگون

بر عدوی تو ز دور چرخ شبیخون

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه