گنجور

 
مسعود سعد سلمان
 

روز خورست ای به دو رخ همچو خور

تافت خور از چرخ فلک باده خور

باده خور و نیز مرا باده ده

خوبی احوال زمانه نگر

عدل جهاندار ملک ارسلان

باغ ارم کرد جهان سر به سر

آنکه چو او شاه به جود و به عدل

چشم فلک نیز نبیند دگر

تا بود از تاج سر افراز ملک

باد به گیتی ملک و تاجور