گنجور

 
مجذوب تبریزی

سحرگهان که مؤذن برآورد آواز

کنند بر رخ دل‌ها در عنایت باز

کشند ناله مناجاتیان عالم قدس

زنند بر صف کارآگهان صلای نماز

کشد به روی کواکب زمانه پرده نور

شود سفید و سیاهش ز یک‌دگر ممتاز

گل‌آب صبح کند شست‌وشوی سرمه خواب

نوای مرغ به پرواز دل کند پرواز

در آن زمان ز دل ناتوان کشم آهی

که هیچ جا نکند مکث تا به محفل راز

به کام دل به همان ناله کارها سازم

به عون و مرحمت کارساز بنده‌نواز

هزار شکر که کارم به کام احباب است

رقیب رفته و من مست و دوستان دم‌ساز

بدی ندیده کس از فال نیک و نیت خیر

همیشه کار من از این دو شیوه یافته ساز

ز خواب بخت بلندم به تنگ آمده است

کجاست مطرب خوش لهجه بلند‌آواز

بیاد باده که از یک بهشت می‌خیزد

هوای جنت تبریز و گلشن شیراز

به شعر دل‌کش مجذوب تا که گوش کند

در آن مقام که حافظ برآورد آواز

سزد که باز نباشد به زور خود مغرور

در آن هوا که به عنقا نمی‌رسد پرواز

 
 
 
رودکی

زمانه اسب و تو رایض، به رای خویشت تاز

زمانه گوی و تو چوگان به رای خویشت باز

اگرچه چنگ نوازان لطیف دست بوند

فدای دست قلم باد دست چنگ نواز

تویی، که جور و بخیلی به تو گرفت نشیب

[...]

عسجدی

اگر چه دیده افعی بخاصیت بجهد

بدانگهی که زمرد بدو بری بفراز

من این ندیدم، دیدم که خواجه دست بداشت

برابر دل من بترکید چشم نیاز

ناصرخسرو

اگر دو دیده افعی به‌خاصیت بکند

بدانگهی که زمرد بدو برند فراز‌،

من این ندیدم و دیدم که میر دست بداشت

برابر دل من بترکید چشم نیاز‌.

قطران تبریزی

بهشت‌وار شد از نوبهار گیتی باز

در بهشت بر او کرد چرخ گوئی باز

درم درم شده روی زمین چو پشت پلنگ

شکن شکن شده آب شَمَر چو سینه باز

سرشگ ابر کند هر فراز را چو نشیب

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از قطران تبریزی
مسعود سعد سلمان

چو عزم کاری کردم مرا که دارد باز

رسد به فرجام آن کار کش کنم آغاز

شبی که آز برآرد کنم به همت روز

دری که چرخ ببندد کنم به دانش باز

اگر ندارم گردون نگویدم که بدار

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مسعود سعد سلمان
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه