دل از کف داده را یار اندکی نامهربان بهتر
تبسم سستپیمان و تغافل سرگران بهتر
ادب را رخصت پابوس سم قاتل شوق است
خلاف وعده کردن از لب شکرفشان بهتر
بتی کز غیر نشناسد گرفتار بلاکش را
گر اندازد به جای سنگ تیر امتحان بهتر
ز دل تا میتوانی در دل شب آه را سر ده
که حکم انداز اگر نزدیک باشد بر نشان بهتر
سخاوت شاه و منت را قناعت ما و همت را
کرم اعلیست اما هست استغنا از آن بهتر
نه مستان را ملامت کن نه زاهد را دلآزاری
نباشد گر دلت اندیشهناک از این و آن بهتر
مکن منع از در میخانهام با ننگ نادانی
که سر بر آستانی سودهام از آسمان بهتر
در این نخچیرگاه فتنهخیز آسوده نتوان شد
رمیدن هر زمان چون صید زخمی از جهان بهتر
اگر مجذوب چون خورشید عالم گیر شهرت شد
مرا در کنج عزلت عالمی باشد از آن بهتر


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شهید راز پنهان را سرافرازی نهان بهتر
خموشی در طریق ما رفیق همزبان بهتر
ره بی مطلبی دور است سامان بیشتر باید
غبار بی نشان کاروان در کاروان بهتر
برای خاطر ما شب نشینان هرکه بیدار است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.