در سرم نیست به جز سر تو سودای دگر
در دلم نیست به غیر از تو تولای دگر
به ولای تو که سرمایه هر معرفت است
جز تولای توام نیست تولای دگر
جز وصال تو که نایافتنش کفر دل است
کافرم در دل اگر هست تمنای دگر
نیست روزی که در این میکده از باده عشق
بر زبانها نفتد قصه رسوای دگر
خرم آن بادیهپیما که دل تنگش را
برده سودای تو هر لحظه به صحرای دگر
خوشدل آن بیدل شوریده که طفلان دیار
هر زمان از پیش افتند به غوغای دگر
کار امروز تو هر روز به فردا افتاد
تا چه پیش آوردت این دو سه فردای دگر
گر توانی به سر خواهش خود پای نهاد
راست بر منزل مقصود نهی پای دگر
رو گدای در دل شو که به اقبال بلند
هر دمت مژده فتحی رسد از جای دگر
گر چه بیفایده باشد غم دنیا مجذوب
این غم هیپ تو هم بر سر غمهای دگر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر شب اندیشه دیگر کنم و رای دگر
که من از دست تو فردا بروم جای دگر
بامدادان که برون مینهم از منزل پای
حسن عهدم نگذارد که نهم پای دگر
هر کسی را سر چیزی و تمنای کسیست
[...]
ای رخ خوب تو چون گل چمن آرای دگر
وی لب لعل تو چون مل طرب افزای دگر
خوشتر از روی چو گلنار تو بر سرو سهی
نشکفد هیچ گلی بر سر و بالای دگر
هر کجا دل رود آید بسر کوی تو باز
[...]
ای غم عشق تو چون می طرب افزای دگر
همچو من مانده در عشق تو شیدای دگر
پیش ازین انده بیهوده همی خورد دلم
بازم استد غم عشق تو زغمهای دگر
چون برون می نرود از دل من دانستم
[...]
میپزد باز سرم بیهده سودای دگر
میکند خاطر شوریده تمنای دگر
هوس سروقدی گرد دلم میگردد
که ندارد به جهان همسر و همتای دگر
دوش در کوی خودم نعره زنان دیده ز دور
[...]
کردم از سید راگوی سوالی که ترا
هست جز رای و جز اندیشه سودای دگر
گفت صد رای دگر با تو بگویم لیکن
که من از دست تو فردا بروم جای دگر
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.