دشنام دوست خوشتر از حرف خوشتر غیر
زهری که آید از دوست خوشتر ز شکّر غیر
از فقر و فاقه مردن بهتر که منّت خلق
در زیر خاک بودن بهتر که بر در غیر
در خانه توکّل چل سال عیش کردم
دیگر مرادجستن کفر است از در غیر
با صد هزار فرصت هر چند صبر کردیم
با ما نشد موافق طبع ستمگر غیر
از جرم دوستان دوست .... گذشته
زآن رو هوای لطفش افتاده بر سر غیر
هرگز دلم نمیشد دشمن به هیچ دشمن
گر حرف آشنایی بودی به دفتر غیر
میراثخوار منعم چون مرگ در کمین است
دیگر چه خیر بیند بیچاره از زر غیر
شعر بلند مجذوب از هر دلی برد زنگ
هر چند پست باشد طبع ستمگر غیر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان رابطهٔ خود با دوستی ها و دشمنی ها میپردازد. او دلی پرخونی از محبت به دوستان دارد و این را بهتر از دشنامی از جانب آنان میداند. فقر و تنگدستی را بر تحمل منت دیگران ترجیح میدهد و بر این باور است که زندگی در زیر خاک بهتر از وابستگی به دیگران است. همچنین، اشاره میکند که حتی مدتها برای تأمین محبت و دوستی صبر کرده، ولی به نتیجه نرسیده است. شاعر تأکید میکند که هرگز دشمنان خود را کمتر از دوستان نمیداند و در نهایت، اهمیت دلگرمی و محبت حقیقی را بر ریاکاری و ستم تأکید میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.