عیش عیش ما باشد گر تو یار ما باشی
می دهی و می نوشی رازدار ما باشی
ما چنان که میخواهی با تو صاف و یکرنگیم
یا علی تو هم با ما از قرار ما باشی
طرز دوستی جانا این چنین نمیباشد
بهترک از این باید غمگسار ما باشی
ما بلای غربت را در وطن چرا بینیم
تا به کی ز ما غافل در دیار ما باشی
وعده را وفا کردن شیوه کریمان است
گر نرفته از یادت قرضدار ما باشی
گفتهاند دلها را هست سوی هم راهی
از قرار این باید بیقرار ما باشی
از خدا تو را یارا ما جدا نمیدانیم
یا ما خدا باشد چون تو یار ما باشی
آفتاب محشر هم سایه از تو میجوید
سایه برمدار از ما تا حصار ما باشی
مطلب تو را درخواست میکنیم ما مجذوب
با دعا تو هم باید دستیار ما باشی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
این شعر بیانگر عشق، ارادت و توکل شاعر به حضرت علی(ع) است. شاعر از ایشان میخواهد که همیشه یار، غمخوار، پشتیبان و راهنمای او باشد و هیچگاه او را تنها نگذارد.
شادمانی و خوشبختی ما زمانی کامل میشود که تو یار و همراه ما باشی. اگر خودت هم بخشندهٔ شراب عشق باشی و هم از آن بنوشی و محرم راز ما باشی، سعادت ما کامل خواهد شد.
ما با تو صادق، بیریا و یکدل هستیم؛ ای علی، تو نیز همانگونه که با تو وفاداریم، همراه و همدل ما باش.
ای محبوب، آیین دوستی این نیست که از حال دوست غافل باشی؛ سزاوارتر آن است که یار و تسلیبخش غمهای ما باشی.
چرا باید حتی در سرزمین خود نیز احساس غربت و تنهایی کنیم؟ تا چه زمانی با اینکه در کنار ما هستی، از ما بیخبر و دور بمانی؟
وفای به عهد، خصلت انسانهای بزرگوار است. اگر وعدههایت را از یاد نبردهای، اکنون زمان آن است که دین محبت خود را ادا کنی.
میگویند دلهای عاشق و معشوق راهی به سوی یکدیگر دارند؛ پس اگر این سخن درست است، تو نیز باید همچون ما مشتاق و بیقرار دیدار باشی
ای یار، ما تو را از خدا جدا نمیدانیم؛ و اگر چنین باوری نادرست باشد، باز هم با حضور و یاری تو از آن دل نمیکنیم.
حتی خورشید روز قیامت نیز به سایه و لطف تو نیازمند است؛ پس لطف و حمایت خود را از ما دریغ مکن و همواره پناه و نگهبان ما باش.
«مجذوب» (شاعر) میگوید: ما تنها خواسته و رضایت تو را از تو درخواست میکنیم؛ تو نیز با دعای خیر و یاری خود، دستگیر و یاور ما باش.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بخت یار ما باشد گر تو یار ما باشی
از میان بنگریزی، در کنار ما باشی
دل چو در بلا افتد، رحمتی کنی بر دل
غم چو فتنه انگیزد، غمگسار ما باشی
چشمت ار کمان گیرد، پایمرد دل گردی
[...]
گر دلت بما باشد ور تو یار ما باشی
هر کجا که بنشینی در کنار ما باشی
رنگ ناپذیرستی به که در تماشایت
ما ز خود رویم و تو یادگار ما باشی
خود به خود نپردازی زان به ما نپردازی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.