گنجور

 
فیاض لاهیجی

گر دلت بما باشد ور تو یار ما باشی

هر کجا که بنشینی در کنار ما باشی

رنگ ناپذیرستی به که در تماشایت

ما ز خود رویم و تو یادگار ما باشی

خود به خود نپردازی زان به ما نپردازی

گر به فکر خویش افتی بی‌قرار ما باشی

ما ز خود برون رفتیم تا مگر درون آیی

خود که‌ایم ما تا تو دزد یار ما باشی

 
 
گوهر
اوحدی مراغه‌ای

بخت یار ما باشد گر تو یار ما باشی

از میان بنگریزی، در کنار ما باشی

دل چو در بلا افتد، رحمتی کنی بر دل

غم چو فتنه انگیزد، غمگسار ما باشی

چشمت ار کمان گیرد، پایمرد دل گردی

[...]

مجذوب تبریزی

عیش عیش ما باشد گر تو یار ما باشی

می دهی و می نوشی رازدار ما باشی

ما چنان که می‌خواهی با تو صاف و یک‌رنگیم

یا علی تو هم با ما از قرار ما باشی

طرز دوستی جانا این چنین نمی‌باشد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه