به خون دیده مکتوبی نگارم
یکایک عرضه دارم آن چه دارم
هو المطلوب در عنوان کنم نقش
به این عنوان ز عاشق یادش آرم
حکایتهای ایام جفا را
به تقریب وفا یک یک شمارم
کشم طغرا به مضمونهای دلسوز
کنم ختمش به امیدی که دارم
به هم پیچیده چون طومار آهش
به بال طایر قدسی سپارم
به یمن آن همایونفال شاید
به فارغبالی از غم سر برآرم
الهی مهربان گردان دلش را
ز لطفت مهربانتر کس ندارم
به زودی بازگردان آن هما را
که دیگر نیست تاب انتظارم
بده ساقی شراب ارغوانرنگ
به آن نیت که بینم روی یارم
به امید وفا دل برد دلدار
که دست از دامن او برندارم
اگر عشقم نبخشد عمر جاوید
چه حاصل از حیات مستعارم
الهی عمر جاویدم کن احسان
که احسان تو را یک یک شمارم
تعجب نیست از اقبال مجذوب
که همت بسته یارش را بیارم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.