باغبان از ما در گلزار بندیدن چرا؟
جان گرفتن بهر یک نظاره نادیدن چرا؟
با نگاهی قتل من کردی و رفتی جان من
کام خود از خون من دیدی و رنجیدن چرا؟
لشکر مژگان مکش بر کشتگان ناز خود
ملک، ملک توست دیگر فکر چاپیدن چرا؟
روی گردان، چین در ابرو افکنان از ما چه بود
فصل گل از ماه قوس این ژاله باریدن چرا؟
گر جمال کعبه ی مقصود می خواهی بنال
در بیابان طلب، ای دوست، خوابیدن چرا؟
گل چو از بلبل نخواهد غیر شیون مطلبی
تا بود جان در بدن دیگر ننالیدن چرا؟
شمع چون از سوزش پروانه می نالد به جوش
جان اگر شیرین تر است، آخر نسوزیدن چرا؟
احتیاط جان «وفایی»، نیست در بازار عشق
دوست گفتن سر ز تیغ دوست خاریدن چرا؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عواطف و دردهای ناشی از عشق و جدایی میپردازد. او از باغبان میپرسد که چرا باید در گلزار بنگرد و جان بگیرد اما به زیباییها توجه نکند. شاعر به معشوق میگوید که نگاهش مثل قتلی دل او را میشکند و او نمیداند چرا با چنین رنجی مواجه است. وی از لشکر مژگان معشوقش میخواهد که بر کشتههای عشق ناز نکند و به سرنوشت دیگران فکر کند. همچنین به این نکته اشاره میکند که در دنیای عاشقانه، نگرانی و احتیاط جایی ندارد و انسان باید از عشق لذت ببرد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که در عشق واقعی، نباید به رنجهای ناشی از آن توجه کرد.
هوش مصنوعی: چرا باغبان ما را در گلزار نمیبیند؟ آیا برای دیدن یک منظره چشمنواز باید جان بگیریم؟
هوش مصنوعی: با نگاهی که به من انداختی، جانم را گرفتی و رفتی. تو از درد و رنج من لذت بردی، پس چرا باید دلخور باشم؟
هوش مصنوعی: چشمهای شما مانند لشکری هستند که بر روی افرادی که از زیباییهایتان آسیب دیدهاند، میتازند. اما این زیبایی و جذبه تنها متعلق به شماست و نیازی به نگرانی و تلاش برای تصاحب دیگران نیست.
هوش مصنوعی: ای محبوب، با چهرهی سرد و ابروهای خمیدهات از ما دوری کردی، پس چرا در این فصل گل، باران ژاله بر زمین میبارد؟
هوش مصنوعی: اگر زیبایی کعبه را میخواهی، باید در بیابان با اشتیاق و زاری جستجو کنی. چرا میخواهی بیخبر خوابیده باشی، ای دوست؟
هوش مصنوعی: اگر گل از بلبل نخواهد که چیزی جز ناله بگوید، پس وقتی جان در بدن است، چرا باید دیگر ناله کند؟
هوش مصنوعی: شمع وقتی که از سوزش پروانه گله میکند، نشاندهندهی این است که هرچند زندگی شیرینتر است، اما چرا باید از سوختن و درد خود پرهیز کند؟
هوش مصنوعی: در عشق دوست، احتیاط و مراقبت از جان خود بیمعناست؛ چرا که وقتی به عشق او وارد میشویم و از تیر و تبر او میگوییم، دیگر نباید انتظار نداشته باشیم که تنها در دامن امنی بمانیم. پس، چرا از زخمها و دردهایی که ممکن است بر اثر آن عشق به ما برسد، بترسیم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آه عالمسوز را در سینه دزدیدن چرا؟
برق را پیراهن فانوس پوشیدن چرا
در میان رفته و آینده داری یک نفس
اینقدر هنگامه بر یک دم فرو چیدن چرا
جامه ای کز تن نروید، رزق مقراض فناست
[...]
جانب ما دیده را وا کرده پوشیدن چرا
آشنایی کردن و بیگانه گردیدن چرا
چرخ را در ناله آرد تیر آه خستگان
از نظر افتادگان را دیر پرسیدن چرا
سرمه بیگانه را در چشم خود جا داده یی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.