گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
شمس مغربی
 

دلی دارم که در روی غم نگنجد

چه جای غم که شادی هم نگنجد

میان ما و یار همدم ما

اگر همدم نباشد دم نگنجد

حدیث بیش و کم اینجا رها کن

که اینجا وصف بیش ک کم نگنجد

چنان پر گشت گوش از نغمه دوست

که در وی بانگ زیر و بم نگنجد

جز انگشتی که عالم خاتم اوست

دگر چیزی دراین خاتم نگنجد

دلی کاو فارغست از سوز و ماتم

در او هم سور هم ماتم نگنجد

رسد هر کز بحالی آدمیزاد

که آنجا عالم و آدم نگنجد

زبان ای مغربی درکش ز گفتار

مگو چیزی که در عالم نگنجد