گنجور

شمارهٔ ۶۱

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

هر زمان خورشید او از مشرقی سر بر کند

ماه مهر افزاش هر دم جلوه دیگر کند

از برای آنکه تا نشناسد او را هر کسی

قامت زیباش هردم کسوتی دیگر کند

صورت او هر زمانی معنی دیگر دهد

معنیش هر لحظه از صورتی سر بر کند

ابر فضلش چون ببارد بر زمین ممکنات

آنزمین و آسمان را پر زماه و خور کند

چون بتابد آفتاب حسن او بر کائنات

نور او از روزن هر خانه سر بر کند

در مظاهر تا شود ظاهر جمال روی او

هر دو عالم را برای روی خود منظر کند

هرکه از جان شد غلام درآستان گهش

حضرت اورا برفعت شاه صد کشور کند

مغربی گر سر بفرمانش درآرد بنده وار

لطفش اورا بر همه گردنکشان سرور کند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

می‌کدهٔ اپل