ز چشم من چو تو ناظر به حسن خویشتننی
چرا نقاب ز رخسار خود نمیفکنی
من و تو چون که یکی بود پیش اهل شهود
نهان ز من چه شوی چون که من تو ام تو منی
چو رو به آینه کاینات آوردی
برای جلوهگری شد پدید ما و منی
نه ئی ز خلوت و از انجمن دمی خالی
که هم به خلوت خویشیّ و هم به انجمنی
اگر به صورت غیری وگر به کسوت عین
به هر صفت که برائی برای خویشتنی
ز روی ذات نه جانی و نی جهان و نه تن
ولی ز روی صفت هم جهان و جان و تنی
ز روی لات و منات آن که یار بود که بود
من الذّی بتجلی لعابد الوتنی
دلا ز عالم کثرت به وحدت آوردی
که وحدتست وطن گر تو عازم وطنی
چو مغربی بخور از دست کاینات شراب
که پیش ساقی باقی بود شراب هنی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی مفهوم اتحاد و یکی بودن انسان با ذات خودش و با خداوند میپردازد. شاعر از معشوق میخواهد که دیگر پرده از روی خود برندارد و به زیباییاش در آینه نگاه کند. او به این نکته اشاره میکند که در حقیقت، من و تو یکی هستیم و هیچ چیز نمیتواند ما را از هم جدا کند. در عالم وجود، هر صفتی که برای خود میشناسیم، بیواسطه به خودِ حقیقیمان مرتبط است. شاعر به وحدت و انسجام درون اشاره میکند و از دنیای مادی و کثرت فاصله میگیرد تا به اصل و ذات واحد و حقیقت دست یابد. در نهایت، او پیشنهاد میکند که از نعمتهای عالم وجود بهرهبرداری کند و به سمت عرفان و وحدت با حق برود.
هوش مصنوعی: چرا وقتی که تو به زیبایی خودت نگاه میکنی، نقاب را از صورتت برنمیداری تا من به زیباییات بیشتر بخندم؟
هوش مصنوعی: من و تو در حقیقت یکی هستیم و در دید اهل بصیرت به یکدیگر پنهان هستیم. پس در واقع چه تغییر یا تفاوتی میکنی، وقتی که من تو را در خود دارم و تو نیز مرا در خود داری؟
هوش مصنوعی: وقتی به آینه جهان نگاه کردی، خودت را در جلوهگر بودن آن دیدی و وجود "ما" و "من" نمایان شد.
هوش مصنوعی: شما نه در تنهایی هستید و نه در جمعی؛ به عبارتی، هم در تنهایی از خودتان خوشحالید و هم در جمع دوستانتان.
هوش مصنوعی: اگر به صورتی غیر از آنچه که هستی، و یا در لباس و ظاهری متفاوت، به هر ویژگی و صفتی که میخواهی برای خودت جلوهگر شوی، در حقیقت باز هم همان خودت را نمایان میکنی.
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که حقیقت واقعی انسان و وجود او فراتر از جسم و عالم مادی است. در واقع، وجود انسان به ذات و ویژگیهای درونی او وابسته است و نه تنها به ظواهر و دنیا. ویژگیها و صفات درونی هستند که سبب بوجود آمدن جان و جهان و جسم میشوند.
هوش مصنوعی: از چهرهی لات و منات، آن کسی که یار بود، چه کسی است که نمیتواند بیخبر از عبادت بتهای بیخود باشد؟
هوش مصنوعی: ای دل، تو از دنیای پراکندگی به سمت یگانگی رفتهای، زیرا یگانگی همان وطن است، اگر تو به سفری در پیش داری.
هوش مصنوعی: وقتی از دست جهان نوشیدنی مینوشی، مانند شرابی که در دست ساقی است، از لذت آن بهرهمند شو.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سمنبرا، صنما، یارِ غمگسار منی
ستارهٔ سپهی آفتاب انجمنی
به مجلس اندر گویی که ماه بر فلکی
به موکب اندر گویی که سرو در چمنی
ز عاشقان منم اندر جهان که آن تو ام
[...]
دلم به عشق بتی را همیکند شمنی
که بر بتان به نکوئی کند همیشه منی
بتی که زلف چو قیر از بدوش پر شکند
کند به تبّت و قرقیز کاروان شکنی
شکست قیمت مشک و گل و سمن به سه چیز
[...]
گمان مبر که ز بیعیبی عمادست آن
که هجو او نکنم یا ز عجز و کم سخنی
مدیح گفت هجا کرده من بسم به عماد
برای من که هجا را بود هجا نکنی
اگر تو میل محبت کنی و گر نکنی
من از تو روی نپیچم که مستحب منی
چو سرو در چمنی راست در تصور من
چه جای سرو که مانند روح در بدنی
به صید عالمیانت کمند حاجت نیست
[...]
شنیده ام که تو با دوستان وفا نکنی
من اعتماد ندارم که عهد می شکنی
به شیوه دگر افتاده ای ندانم دوش
چه خواب دیده ای امروز باز در چه فنی
چه خوانمت به که مانی جز این نمیدانم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.