گنجور

شمارهٔ ۱۴۲

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

دلی دارم که باشد جای جانان

مدام از دل بود ماوای جانان

دلی دارم چو آینه که دائم

در او بینم رخ زیبای جانان

سویدائیست آندل را که دائم

نباشد خالی از سودای جانان

دلم را نیست پروای دل و جان

که ناپرواست از پروای جانان

درونی دارم از غوغای عالم

شده خالی پر از غوغای جانان

بسان کشتی اندر انقلاب است

مدام از جنبش دریای جانان

دماغ جانان همیدارد معطر

نسیم زلف مشک آسای جانان

روان مغربی پر شور دارد

لب شیرین شکر خای جانان



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

دریای سخن