گنجور

شمارهٔ ۱۲۹

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

من که در صورت خوبان همه او میبینم

تو مپندار که من روی نکو میبینم

نیست در دیده من هیچ مقابل همه اوست

تو قفا مینگری من همه رو میبینم

هر کجا می‌نگری دیده بدو می‌نگرد

هر چه میبینم ازو جمله بدو میبینم

تو بیک سوش نظر میکنی و من همه سو

تو ز یک سو و منش از همه سو میبینم

می باقیست که بیجام و سبو مینوشم

عکس ساقی است که در جام و سبو میبینم

گاه با جمله و گه جمله ازو می‌دانم

گاه او جمله و گه جمله در او میبینم

بوی گلزار تو از باد صبا می‌شنوم

سرو بستان ترا بر لب جو میبینم

مغربی آنکه تواش میطلبی در خلوت

من عیان برسر هر کوچه و کو میبینم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

محمد نوشته:

استاد حسین قوامی این شعر رو در برنامه گلهای رنگارنگ ۴۵۷ با ساز زیبای اساتید شریف و خرم اجرا کرده اند.

👆⚐

ساغر