گنجور

شمارهٔ ۱۱

 
شمس مغربی
شمس مغربی » غزلیات
 

ای بلبل جان چونی اندر قفس تنها

تا چند درین تنها مانی تو تن تنها

ای بلبل خوش الحان زان گلشن و زان بستان

چون بود که افتادی ناگاه بکلنجها

گویی که فراموشت گردیده درین گلخن

آن روضه و آن گلشن و آن سنبل و سوسنها

بشکن قفس تن را پس تنتن تن گویان

از مرتبه گلخن بخرام بگلشن ها

مرغان هم آوازت مجموع ازین گلخن

پرنده به گلشن شد بگرفته نشیمن ها

در پیش دام و دد معوا نتوان کردن

زین جای مخوف ایجان رو جانب مامنها

ای طایر افلاکی در دام تن خاکی

از بهر دوسه دانه وامانده خرمن ها

باری چو نمییاری بیرون شدن از قالب

بر منظره اش بنشین بگشاده روزنها

ای مغربی مسکین اینجا چه شوی ساکن

کانجاست برای تو پرداخته مشکن ها



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

می‌کدهٔ اپل