مه ما هست چارده ساله
شد از او شیخ و شاب در ناله
آسمانسوخت ز آتش خورشید
هست در منقل جهان ناله
دل ز خال وصال او برداشت
محنت و درد عشق را ژاله
تا رسیدم بوصل آن مه دوش
بود خورشید و چرخ در ناله
کوهیا در سرای آن گل روی
آمد از سنگ و خاک او لاله
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
مه ما هست چارده ساله
شد از او شیخ و شاب در ناله
آسمانسوخت ز آتش خورشید
هست در منقل جهان ناله
دل ز خال وصال او برداشت
محنت و درد عشق را ژاله
تا رسیدم بوصل آن مه دوش
بود خورشید و چرخ در ناله
کوهیا در سرای آن گل روی
آمد از سنگ و خاک او لاله



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و جذبه معشوق میپردازد که همانند ماه چهارده پرنورا است. او از تأثیر عشق بر دل و جانش سخن میگوید و نالههای خود را در حسرت وصال معشوق ابراز میکند. شاعر تأکید میکند که عشق موجب درد و رنجی عمیق در دل او شده و حال و هوای هستی را تحت تأثیر قرار داده است. در نهایت، زیبایی و جلوههای معشوق را همچون لالهای در این سرای خاک و سنگ توصیف میکند.
هوش مصنوعی: ماه ما که از چهارده سالگی گذشته، حالا باعث شده که هم جوانان و هم پیرمردان در غصه و نالهاند.
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر تابش خورشید در درون من به شدت درد میکشد و جهان از این حالت ناله میکند.
هوش مصنوعی: دل به خاطر دیدار او، همه درد و رنج عشق را متحمل شد.
هوش مصنوعی: وقتی که به وصال آن معشوق رسیدم، در شب گذشته بود که خورشید و ماه در حال ناله و زاری بودند.
هوش مصنوعی: در کوهستان، در کنار آن گل، لالهای از سنگ و خاک او شکفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون درآمد وصال را حاله
سرد شد گفت و گوی دلّاله
سعد ملک ای وزیر دریا دل
کف راد تو ابر پر ژاله
روید از ژاله کف رادت
پر رخ سائلان تو لاله
بهر گاوی خجندی رواق
[...]
چون در آمد وصال را حاله
محو شد گفت و گوی دلاله
سینهٔ مرغ و پشت بزغاله
همه مردارهای ده ساله
تو و آن اختران چون ژاله
باغ پر میوه، دشت پر لاله
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.