دلا از خویش شو پنهان و میرو
درون دیده چون انسان و میرو
برآور سر ز خاک جمله ذرات
چو خورشید فلک تابان و میرو
چو آن یار سبک روح مجرد
در آورد چشم این خلقان و میرو
چوعشق ذات پاک حی بیچون
چو ما عاشق شو و حیران و میرو
نداند غیر او او را دیگر کس
خدا را با خدا میدان و میرو
در آور باغ همچون ابروانش
روان شو در گل و ریحان و میرو
سحرگاهان حدیث درد خود را
چوبلبل پیش او میخوان و میرو
برا کوهی چو خورشید از پس کوه
حدیث من رانی خوان و میرو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دعوت به ترک خودپردازی و گم شدن در عشق الهی میپردازد. او مخاطب را ترغیب میکند که خویشتن خویش را نادیده بگیرد و به سوی حقیقت برود. با تمثیلهایی چون خورشید و بلبل، عشق به ذات الهی را ستایش میکند و از شنونده میخواهد تا با تمام وجود به سوی خداوند پرواز کند. شاعر در انتها از مراتب عاشقانه و دردهای دل خود میگوید و عاشقانههایی که در سحرگاهان میسراید را یادآوری میکند. در نهایت، او به جستجوی خداوند فرامیخواند و از محدودیتهای دنیای مادی دور میشود.
هوش مصنوعی: ای دل، خودت را از خودت پنهان کن و به درون چشمانت ننگر، همانند یک انسان، از خود فرار کن.
هوش مصنوعی: همه ذرات را از خاک بلند کن، مانند خورشید در آسمان که درخشان و تابان است و بگذر.
هوش مصنوعی: وقتی آن دوست آزاد و بیخیال ظاهر میشود، چشم این مردم را به خودش خیره میکند و به آنها میخندد.
هوش مصنوعی: اگر عاشق واقعی و خالص باشی، مانند آن موجود بینظیر و پاک، عاشق شو و حیرتزده بمان و از خودت خارج شو.
هوش مصنوعی: هیچ کس غیر از او نمیتواند او را بشناسد. خدا را با خودش بشناس و هرگز از او دور نشو.
هوش مصنوعی: باغ را مانند ابروانش زیبا و دلنشین کن و در میان گلها و گیاهان خوشبو بگذر.
هوش مصنوعی: در سحرگاه، بلبل داستان درد خودش را برای او میخواند و به نزد او میرود.
هوش مصنوعی: خورشید در حال طلوع از پشت کوه است و من داستان خود را برای تو بازگو میکنم، اما بعد از شنیدن آن، دیگر نرو.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تو جام عشق را بستان و میرو
همان معشوق را میدان و میرو
شرابی باش بیخاشاک صورت
لطیف و صاف همچون جان و میرو
یکی دیدار او صد جان به ارزد
[...]
دلا با عشق کن پیمان و می رو
قدم در نه درین میدان و می رو
درین کو خفتگان ره نوردند
درآ در زمزه ایشان و می رو
دل اندر بند جان جانان نیابی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.