گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس

شمارهٔ ۵۱۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

آباد نشد دل که خراب پسران شد

حسن پسران آفت صاحب نظران شد

بس دانه دلها که ز تن برد به تاراج

آن مور که بر گرد لب ساده دلان شد

افسرده جمال خط خوبان چه شناسد؟

کین سرمه نه شایسته ناقص بصران شد

دلهای عزیزان شمر آن جمله نگینها

کاندر کمر آرایش زرین کمران شد

آن خواجه که می گفت که دارم خبر از عقل

در عشق در آمد، یکی از بی خبران شد

جز حسرت و مردن نبود چاره عشاق

فریاد و فغان عربده حیله گران شد

ای صبر، دلم ده قدری، بو که توان زیست

کان دل که مرا بود از آن دگران شد

بس عاقل شمع خرد افروخته روشن

کز کرده دل سوخته خوش پسران شد

خسرو ز رخ خوب و ز می توبه نمی کرد

ناگاه بدید آن رخ زیبا، نگران شد



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجینهٔ گنجور