گنجور

شمارهٔ ۱۰۷۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای شمع، رخ تو مطلع نور

زین حسن و جمال چشم بد دور

با پرتو عارض تو خورشید

چون شمع در آفتاب بی نور

رخسار تو در جهان فروزی

ماننده آفتاب مشهور

از روی تو شام صبح گردد

وز زلف تو صبح شام دیجور

انگیخته شام را ز خورشید

آمیخته مشک را ز کافور

از دست غم تو در زمانه

یک خانه دل نماند معمور

بر دار غمت حلال باشد

زو وصل تو گشته همچو منصور

خاطر نرود به گلستانی

آن را که جمال تست منظور

خسرو که همیشه بر در تست

از درگه خود مکن ورا دور



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.