گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

تنگ نبات چون بود؟ لب بگشا که همچنین

آب و حیات چون بود؟ خیز وبیا که همچنین

هر که بگویدت که تو دل به چه شکل می‌بری ؟

از سر کوی ناگهان مست به سرا که همچنین

هر که بگویدت که جان چون بود اندرون تن ؟

یک نفسی بیا نشین در بر ما که همچنین

هر که بگویدت که گل خنده چگونه می‌زند ؟

غنچهٔ شکرین خودبازگشا که همچنین