گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

ندانم تا چه بادست این که ازگلزار می‌آید؟

کزو بوی خوش گیسوی آن دلدار می آید

بیا ساقی و پیش از مردنم می ده که جان در تن

باستقبال خواهد شد که بوی یار می آید

مگر بیدار شد بختم که آن روی که درخوابم

نبود امید پیش دیدهٔ بیدار می آید

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.