گنجور

شمارهٔ ۹۷۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

با تو ه را نمی رسد دعوی

شاهدند آن دو رخ برینه معنی

گر بدیدی ز دور سرو تو حور

ننشستی به سایه طوبی

مانده برمیم آن دهان حیران

چشم نظارگی چو دیده هی

ب گفتمش در جواب کشتن ما

نی نوشتی به غمزه گفت که نی

ایرا نیست عاشق کشی روا چه کنم

چشم معشوق میدهد فتوی

خون مجنون سوخته است آن زلف

که در آمد بگردن لیلی

آه از آن دانه های خال کمال

که زد آتش بخرمن نقوی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید